نگاهی به جلد ۶ « ایران پس از انقلاب اسلامی » ؛ از کشف و خنثی سازی کودتای نوژه تا آغاز جنگ سراسری عراق علیه ایران / شهید رجایی چگونه نخست وزیر شد؟!

با استعانت از ذات بی مثال ربوبی جلد ششم مجموعه « ایران پس از انقلاب اسلامی » آماده انتشار گردید ، پیش از این مجلدات یک تا پنج این مجموعه که به روی دادهای روز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی تا پایان بهار ۱۳۵۹ می پرداخت به زیور طبع آراسته گشته بود و اینک گام ششم این مجموعه به بررسی روزانه روی دادها و تحولات مهم تابستان ۱۳۵۹ می پردازد.

تابستان ۱۳۵۹ در خود حوادث و رویدادهای مهمی را جای داده است از کودتای نافرجام و خطرناک نوژه تا چالش نظام نوپای جمهوری اسلامی بر سر تعیین نخست وزیر و مهم تر از همه آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی.

در مرداد ۱۳۵۹ همین سال آخرین شاه ایران مرد تا با خود آرزوی بازگشت به سلطنت را به گور ببرد …

انتخاب آیت الله هاشمی رفسنجانی به ریاست نخستین مجلس شورای اسلامی از دیگر رویدادهای این دو ماه بود .

در مقدمه این نوشتار می کوشیم به طور مختصر به این روی دادها که شرح تفصیلی آن ها در متن کتاب آمده است بپردازیم.

کشف و خنثی سازی کودتای نوژه

هر چند که شکست آمریکا در صحرای طبس موجب شد تا مقامات این کشور به طور موقت اندیشه عملیات نظامی بر علیه کشورمان را از سر بیرون کنند ، اما این حادثه باعث نشد تا آمریکا  طرح های خرابکارانه خود را متوقف کنند بلکه حمایت مستقیم از ضد انقلابیون و تحریک آنان و همچنین پشتیبانی از رژیم بعث عراق ، در مرحله پس از شکست کودتا در دستور کار آنان قرار گرفت .

 برخی کارشناسان کشورمان معتقدند که پس از شکست آمریکا در حمله نظامی به طبس ، دو راهکار برای جبران این مسأله از سوی مقامات کاخ سفید در نظر گرفته شد که عبارت بودند از ؛

۱ – انجام یک کودتای نظامی با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی با همکاری فرماندهان سابق ارتش رژیم شاهنشاهی ، نیروهای ساواک ، گروه های ضد انقلاب ، متحدین آمریکا در منطقه و از طریق دریافت کمکهای مالی ، نظامی و فنی آمریکا

۲- تحریک یک کشور ثالث به طرح ریزی حمله نظامی و تجاوز گسترده به خاک جمهوری اسلامی ایران .

6

مؤیداتی برای اثبات این نظریه وجود دارد . از یک سو برخی مقامات آمریکایی در خاطرات یا اظهارات خود با ظرافت به این مسأله اشاره کرده اند .

 از جمله برژینسکی – مشاور امنیت ملی کارتر – به بحث های خود با کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا و دیگر اعضای کابینه وی درباره لزوم انجام دادن یک عملیات تلافی جویانه در صورت شکست توطئه طبس اشاره کرده و می گوید : « براون ( وزیر دفاع آمریکا ) و ترنر ( رئیس سازمان سیا ) با عملیات تلافی جویانه در صورت شکست مأموریت نجات موافق بودند … در هر حال ، در پایان این گفت و گوها به ما اجازه داده شد طرح هایی را برای عملیات تلافی جویانه در نظر بگیریم ، ولی تصمیم اجرای این نقشه ها به بعد موکول شد» همچنین اعترافات برخی سران دستگیر شده کودتای نوژه نیز نشان دهنده آن است که بحث تقدم و تأخر این دو توطئه در میان طراحان و استراتژیست های آمریکایی مطرح بود و سرانجام قرار شد طرح کودتا که کم هزینه تر ، مؤثرتر و سریعتر می باشد ، اجرا شود و در صورت شکست آن ، راه حل طولانی تر و پرهزینه تر تحمیل جنگ؛ مورد استفاده قرار گیرد .

به عنوان مثال ، در اعترافات یکی از این افراد می خوانیم :«پس از سفر بنی عامری [یکی از سران کودتا] به پاریس ، طرح حمله عراق به ایران در تقدم دوم قرار گرفت و انجام کودتای نظامی به عنوان اولویت اول ، در صدر برنامه های آمریکا ، قرار داده شد .»

علاوه بر این ، دولت آمریکا «در بحبوحه پیروزی انقلاب ، یعنی در روز ۲۲ بهمن » نیز تلاش کرده بود تا یک کودتای نظامی را علیه انقلاب اسلامی ساماندهی کند .

برژینسکی ، مشاور امنیت ملی کارتر که بیش از تمامی همکاران رئیس جمهور آمریکا به استفاده از روشهای تند و خشن علیه انقلاب ایران علاقه مند بود ، در بحبوحه انقلاب و در حالیکه سولیوان – سفیر آمریکا در ایران – در تلاش برای نجات پرسنل نظامی این کشور در تهران از محاصره بود ، با وی تماس گرفته و خواستار اظهارنظر سولیوان در این مورد شد . نظرات وی در این زمینه خواندنی است . « نهایت خشم و عصبانیت من در این مکالمه موقعی بود که گفته شد برژینسکی درباره امکان ترتیب دادن یک کودتا برای استقرار یک رژیم نظامی به جای حکومت در حال سقوط بختیار ، از من نظر می خواهد . این فکر و این سؤال در آن شرایط به قدری سخیف و نامعقول بود که بی اختیار مرا به ادای یک کلمه زشت درباره برژینسکی وادار ساخت . »

سولیوان سرانجام به دنبال اصرار مقامات واشنگتن با رئیس مستشاران نظامی آمریکا در تهران که در محاصره نیروهای انقلابی بود ، تماس می گیرد و نظر خود را این چنین اعلام می کنند :«در شرایط فعلی شانس موفقیت یک کودتای نظامی فقط پنج درصد است»اما برژینسکی خیال کودتا را کنار نمی گذارد و اندکی پس از پیروزی انقلاب با ژنرال هایزر که تا چند روز قبل از پیروزی انقلاب ، برای ساماندهی ارتش شاهنشاهی در تهران به سر می برد ، تماس می گیرد و از او سؤال می کند که آیا مایل است برای انجام دادن یک کودتای نظامی به تهران برگردد که هایزر نیز چنین پاسخ می دهد: «وضعیت فعلی ایران را با توجه به اینکه افراد ارشد در زندان هستند ، بسیار وخیم می دانم به این جهت اجرا کردن برنامه کودتا فعلا میسر نیست ، اما برژینسکی علاقه شدیدی به کودتا نشان می داد … گفتم تحت شرایطی می توانم این را انجام دهم که به مقدار نامحدودی پول نیاز خواهد بود . باید در حدود ۱۰ تا ۱۲ ژنرال آمریکا را با خودم ببرم و به ده هزار نفر از بهترین سربازان آمریکایی نیاز دارم . حمایت همه جانبه و متحد کشور نیز لازم است. »

این اظهار نظر موجب می شود تا برژینسکی و همفکرانش در آن مقطع فکر کودتا را از سر به در کنند ، اما به دنبال واقعه  تسخیر لانه جاسوسی و شکست عملیات نجات در طبس و تحقیر شدید وجهه آمریکا در جهان ، این فکر بار دیگر در ذهن سرمداران کاخ سفید جوانه زد و تماسهایی با شاهپور بختیار در پاریس برای هدایت کودتای نوژه به عمل آمد . در همین زمینه سفیران آمریکا و انگلیس در فرانسه با بختیار ملاقات و چگونگی اجرای کودتا ، تاریخ وقوع و تقدم آن نسبت به طرح های دیگر را مشخص می کنند.

جزئیات روی دادهای مربوط به کودتای نوژه و شکست آن را در متن کتاب مطالعه کنید.

محمد علی رجایی نخست وزیر شد

بالاخره پس از دو ماه در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۵۹ تصویب اعتبار نامه نمایندگان به پایان می رسد و در همان تاریخ ابوالحسن بنی صدر نخستین رئیس جمهور رسما تحلیف و سوگند را به جای آورد.

از این روز همه منتظر بودند که بنی صدر ظرف یکی دو روز آینده نخست وزیر را معرفی کرده و به این ترتیب نهادهای جمهوری اسلامی مصرح در قانون اساسی تشکیل و تکمیل گردد.

بنی صدر در این مرحله در یک اقدام فریب کارانه در نامه ای به امام خمینی سید احمد خمینی فرزند امام را برای تصدی نخست وزیری معرفی می کند به این امید که هم از نخست وزیر معرفی شده از سوی حزب جمهوری اسلامی یعنی جلال الدین فارسی رهایی یابد و یا در صورت مخالفت احتمالی نمایندگان ملت بر روی اختلاف مجلس و بیت امام تمرکز کند ولی حضرت روح الله با هوشمندی مثال زدنی با پیشنهاد بنی صدر مخالفت می کنند.

بنی صدر در گام دوم می خواهد مصطفی میرسلیم را به عنوان نخست وزیر معرفی کند ولی این بار نیز نظر مجلس منفی است .

به هر حال پس از افت و خیزهای فراوان ابوالحسن بنی صدر بر اساس توافق صورت گرفته محمد علی رجایی را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی می کند .

نهمین روز شهریور ماه سال ۱۳۵۹ نیز پس از مدت ها کش و قوس کابینه شهید رجایی به مجلس شورای اسلامی معرفی شد .

کابینه معرفی شده از سوی شهید رجایی به مجلس شورای اسلامی دارای چنین ترکیبی بود : وزارت اقتصاد و دارایی محمد نوربخش ، سازمان برنامه و بودجه سید اسماعیل داوودی ، وزارت بهداری دکتر منافی ، محمد علی فیاض بخش وزیر مشاور و سرپرست بهزیستی ، محمود قندی وزارت پست و تلگراف و تلفن ، موسی کلانتری وزیر راه و ترابری ، میرحسین موسوی وزیر امور خارجه ، دکتر حسین عارفی وزیر علوم ، فرهنگ و هنر ، سید اسدالله لاجوردی یا رضا صدر وزارت بازرگانی ، مهندس نعمت زاده وزارت صنایع ، محمد سلامتی وزارت کشاورزی ، آقای رجایی نخست وزیر سرپرست وزارت آموزش و پرورش ، احمد توکلی وزارت کار و امور اجتماعی ، بهزاد نبوی وزیر مشاور در امور اجرایی ، محمد شهاب گنابادی سرپرست مسکن و شهرسازی و وزیر مشاور ، حسن عباس پور وزیر نیرو ، عباس دوزدوزانی وزیر ارشاد ملی ، آیت الله مهدوی کنی وزیر کشور ، اصغر ابراهیمی وزیر نفت .

البته بنی صدر با معرفی برخی از این افراد توسط رجایی به عنوان وزیر به مجلس مخالفت کرده بود که به این موضوع نیزز در متن کتاب خواهیم پرداخت.

گفتنی است کابینه معرفی شده از سوی نخست وزیر جوان بوده و میانگین سن اعضای دولت رجایی ۳۳ سال است ، روزنامه اطلاعات در تیتر صفحه اول خود اینگونه خبر معرفی کابینه جدید را پوشش داده بود  : جوان ترین دولت مکتبی و انقلابی جهان پس از صدر اسلام تعیین شد .

ده روز پس از معرفی کابینه به مجلس شورای اسلامی این کابینه از مجلس رای اعتماد گرفت .

روند منتهی به معرفی شهید رجایی به عنوان نخست وزیر و همچنین معرفی کابینه روندی طولانی بود که در متن کتاب بدان خواهیم پرداخت، از بهانه های بنی صدر برای زیربار نرفتن به خواسته نمایندگان و مردم برای معرفی رجایی تا تلاش های شخصیت های بزرگ انقلاب برای دوری از تنش.

مرگ در آوارگی !

پنجمین روز مرداد ماه سال ۱۳۵۹ سرانجام آخرین شاه ایران پس از ماه ها آوارگی در مصر درگذشت و پس از دو روز در مسجد الرفاعی قاهره دفن شد.

مراسم تشییع جنازه دو روز پس از درگذشت شاه برگزار شد.

پیکر او به کاخ عابدین منتقل شد، همان کاخی که ۵۲ سال قبل مراسم ازدواجش با فوزیه در آن برگزار شده بود.

اردشیر زاهدی، که روزگاری وزیر خارجه و نیز سفیر ایران در آمریکا و نیز داماد سابق شاه، بود در خاطراتش می‌نویسد:«پرزیدنت انورسادات حق دوستی و برادری را کاملاً به جا آورد. جسد شاه را در تابوتی که روی یک عراده توپ قرار داده شده بود و با اسب کشیده می‌شد، در یک فاصله پنج کیلومتری از بیمارستان قاهره تا مسجد الرفاعی حمل کردند. تابوت شاه در پرچم سه رنگ ایران پوشانده شده و مدال‌ها و نشان‌های شاه روی آن قرار داشتند. در پشت جنازه ریچارد نیکسون (رئیس جمهور اسبق آمریکا)، هنری کیسینجر (وزیر امور خارجه اسبق آمریکا) کنستانتین پادشاه سابق یونان، والاحضرت اشرف و شهبانو فرح و بنده به اتفاق همسر سابقم والاحضرت شهناز و عده ای ‌از از رجال بلندپایه آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی حرکت می‌کردیم.»

پیکر شاه در مسجد الرفاعی به یک مقبره زیرزمینی تنگی منتقل شد.

رضا پهلوی(پسر شاه ) و پسر انور سادات با چند نفر دیگر تابوت را حمل کردند. جنازه رضاشاه نیز که در ۱۳۲۳ در آفریقای جنوبی درگذشت به مدت ۶ سال در مصر و در همین مسجد نگهداری می‌شد.

تقدیر محمدرضا شاه هم به مانند سه شاه پس از انقلاب مشروطه، آوارگی و مرگ در خارج از ایران بود؛ او در کشوری دفن شد که روزگاری دامادش بود.

سخنرانی تنش زای بنی صدر در مراسم ۱۷ شهریور

یکی از ویژگی های بنی صدر به عنوان نخستین رئیس جمهور ایران اسلامی سخنرانی های جنجالی وی بود که به منظور ملتهب کردن اوضاع جامعه ایراد می شد.

او در ۱۷ شهریور ۱۳۵۹ در یکی از سخنرانی های جنجالی خود به سران کشور تاخت و هر چه می خواست بر زبان راند.

بنی صدر در این سخنرانی مخالفین خود را مشرک نامید و ریاکارانه گفت : در دل من که خود را فرزند امام می دانم جز عشق و صمیمیت به امام نیست و در فکر من هیچ نمی گذرد جز این که خواست او به اجرا درآید ، من پنهان نمی کنم که به خود او نیز گفته ام مسائلی است که من درباره آنها جور دیگری می اندیشم اما هیچ زمان نمی شود که من رای خود را بر رای او رجحان بدهم . بنا بر این از خودم مطمئنم اما از دل امام هم مطمئنم!

بنی صدر همچنین از مخالفان خود خواست تا در مقابل نخست وزیری تجمع کنند تا قدرتشان مشخص شود.

جمعی از اعضای شورای انقلاب که زمان سخنرانی بنی صدر  در منزل شهید آیت الله دکتر بهشتی گرد آمده بودند، به سرعت از سخنرانی تند وتشنج آفرین بنی‌صدر باخبر شدند. نخستین عکس‌العمل آنان تماس با امام خمینی بود. هاشمی خاطره این واقعه را بدین گونه ذکر می کند  «… سخنرانی بنی‌صدر در ۱۷ شهریور را ، ما که در منزل شهید بهشتی جمع بودیم از رادیو شنیدیم و همان جا به پیشنهاد جمعع من تلفنی از حاج احمدآقا خواستم که از امام درباره جواب گفتن ما به آن اظهارات نظر بدهند و جواب رسید که امام فرموده‌اند با توجه به تخلف بنی‌صدر از دستور حفظ حرمت دیگران، در جواب گفتن آزادیم.

 این اظهارات عجیب، که لحنی عصبی و انفجاری داشت، سخت به زیان بنی صدر  تمام شد. آیت الله بهشتی در پاسخ به ادعای بنی صدر نسبت به آرای مردم گفت:«مردم درمورد دو نهاد یا شخصیت رأی می دهند یكی در انتخابات رئیس جمهور و یكی در انتخابات نمایندگان مجلس شورای اسلامی. بنابراین باید گفت كه مردم به برنامه هایشان رأی نداده اند. مردم رأی داده اند و رئیس جمهور انتخاب كرده اند. چگونگی اداره كشور را هم قانون مشخص كرده است نه اینكه هر چه كه رئیس جمهور گفت باید اجرا شود. طبق قانون، كشوردولت دارد، مجلس دارد و برای اجرای هر برنامه ای دولت و مجلس وظایفی دارند و برنامه دارند. بنابراین این برنامه و وظایف هر نهاد قانونی مشخص است.» آیت الله بهشتی این سخنان را در حالی به زبان آورد كه تاكنون جز در برابر گروهكها، مواضعی این گونه انتقادی از خود بروز نداده بود. وی در آغاز همین سخنان دربارۀ اشاره بنی صدر به حاكمیت گروه اقلیت، صریحاً گفت: «اگر منظورشان حزب جمهوری اسلامی بود… مواضع حزب در قبال رئیس جمهور، دولت، مجلس و انقلاب روشن است…».

این مسأله سبب شد تا كابینه شهید رجایی به سرعت رأی اعتماد بگیرد. مجلس بدین وسیله موضع خود در برابر رئیس جمهور، به وی تفهیم كرد. دولت نیز بلافاصله در روز ۱۹ شهریور ۱۳۵۹ اولین جلسه رسمی خود را تشكیل داد. 

آغاز تهاجم سراسری عراق به ایران

چنان چه در مقدمه این نوشتار ذکر آن رفت در روز پایانی تابستان ۱۳۵۹ تجاوز عراق به ایران اسلامی آغاز شد. این تجاوز بدون مقدمه و در یک آن صورت نگرفت بلکه سیر تحولات به خوبی نشان می داد که عراق تصمیم به این کار دارد .

در ادامه به سیر تحولات در مرزهای ایران و تنها در بازه زمانی ۲۰ مرداد تا ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹ که به آغاز جنگ منتهی شد و به صورت تیتر وار اشاره می کنیم ؛

۲۰ مرداد : خبرگزاری ها گزارش دادند بیش از ۳۰۰ تانک عراقی برای حمله گسترده به ایران در پشت مرزها آرایش جنگی گرفته اند.

۲۱ مرداد : ارتش بعثی عراق به پاسگاه های مرزی دهلران و نفت شهر حمله کرد .

۳ شهریور : برای مقابله با حمله احتمالی ارتش عراق و آمریکا به مناطق غرب و جنوب کشور به نیروهای نظامی آماده باش کامل داده شد.

۱۴ شهریور : ارتش عراق مجددا به پاسگاه های مرزی دهلران و نفت شهر حمله کرد . بنابر اطلاعیه ستاد عملیات مشترک غرب کشور نیروهای مرزی ایران یک هواپیما و ۳ تانک عراقی را در جریان این تحرکات منهدم کردند.

۱۶ شهریور : ارتش عراق به پاسگاه های ایلام ، قصر شیرین ، خرمشهر ، خسروآباد ، نفت شهر و سومار حمله کرد.

۱۷ شهریور : عراق پس از ارائه ۲ یادداشت به کاردار جمهوری اسلامی ایران در بغداد ، پاسگاه زین قوس و مناطق آن را اشغال کرد ؛ این مناطق به موجب پیمان ۱۹۷۵ الجزایر به ایران واگذار شده بود.

۱۸ شهریور : عراق برای چندمین بار پیاپی به شهرهای مرزی خرمشهر ، نفت شهر ، قصر شیرین و پاسگاه های مرزی جنوب و غرب ایران تعرض کرد.

۱۹ شهریور : مرزداران ارتش با مهاجمان عراقی در پاسگاه های مرزی مهران ، نفت شهر ، طلائیه ، قصر شیرین درگیر شدند و تحرکات ایذایی آن ها را دفع کردند . در همین روز عراق سومین یادداشت تهدید آمیزش را مبنی بر تملک بر اروند رود به ایران تحویل داد.

۲۲ شهریور : بالگرد حامل رئیس جمهور و نخست وزیر که برای بازدید دو ساعته از نوار مرزی به ایلام سفر کرده بود مورد حمله یک فروند میگ عراقی قرار گرفت که با واکنش به موقع خلبان بالگرد و دخالت جنگنده های نیروی هوایی به کسی صدمه ای نرسید.

۲۶ شهریور : عراق به طور یک جانبه عهدنامه مرزی و حسن همجواری ۱۹۷۵ میلادی الجزایر و ۳ پروتکل ضمیمه و ۴ موافقتنامه تکمیلی آن را لغو کرد .

۲۷ شهریور : عراق اعلام کرد : کلیه شناورها برای عبور از اروند رود باید پرچم عراق را بر فراز قایق ها و کشتی ها نصب کنند.

و سرانجام در ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹ تهاجم سراسری عراق به ایران آغاز می شود . در این روز دهها فروند جنگنده عراقی امروز به پایگاه های هوایی کشور از جمله فرودگاه مهرآباد حمله کردند . همزمان نیروی زمینی این کشور با صدها تانک و چندین لشکر پیاده و مکانیزه تهاجم به مرزهای جنوب و غرب ایران را آغاز کرد .

سخن گفتن در اطراف دفاع مقدس مجالی جدای از حوصله و محتوای این نوشتار می طلبد که امید است صاحبان قلم در شان عظمت دفاع مقدس بدان بپردازند.

در پایان ضروری است به این نکته مهم اشاره کنیم که مجموعه حاضر دارای اشکالات متعددی است که بخشی از این اشکالات ناشی از کمبود منابع، محدودیت زمان برای نگارش و جمع آوری و همچین محدودیت در حجم کتاب بوده و ناگزیر می نماید از سوی دیگر نویسنده خود را بی نیاز از نصایح و مشورت های موشکافانه پژوهشگران حوزه تاریخ انقلاب نمی داند و از این راهنمایی ها به امید خدا در مجلدات بعدی استفاده های شایانی خواهد برد.

طبیعی است که هر چه نقص در این مجموعه مشاهده می شود از نگارنده و ضعف او بوده و اگر قدمی رو به جلو برداشته شده است ناشی از راهنمایی ها و مساعدت های بزرگان و اساتید معززی چون حسین سهرابی است که در نگارش و انتشار روزانه این مجموعه در خبرگزاری فارس حقیر را یاری کردند.

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

پی نوشت ها

۱- رک کودتای نوژه حقارتی دیگر برای آمریکا ، خبرگزاری فارس ، ۱۸ تیر ۱۳۹۱ و همچنین برای مطالعه بیشتر رک محمدی ری شهری ، محمد ، خاطره ها ، جلد ۱ ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی صص ۱۷۱-۱۰۵

۲- صحیفه امام ، جلد ۱۳ ، صفحه ۵۶

۳- مرور آخرین روزهای شاه/ مرگ داماد مصر در قاهره ، تاریخ ایرانی ، ۱۲ اسفند ۱۳۸۹

۴- اطلاعات ، ۱۸ شهریور ۱۳۵۹ ، صفحه ۱۵ و ۱۶

۵- مسعود رضوی، هاشمی و انقلاب، تهران: انتشارات همشهری، ۱۳۷۶، ص۳۷۱

 

سیدروح الله امین آبادی

 

پاسخ دهید

ایمیل شما به صورت خصوصی می باشد و نمایش داده می شود. Required fields are marked *

*

هفت + یازده =

WpCoderX