علی امینی ۲ ؛ امین الدوله و دزدی؟!

تلاش براي سرقت الماس
عليخان امين الدوله از همان ابتداي جواني فاقد سلامت مالي و روحيه امانتداري و مدام در انديشه سوءاستفاده بود. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه – وزير انطباعات ناصرالدين شاه – با اينكه در شمار هواداران او قرار داشت، در يادداشتهاي روزانه اش به گوشه هايي از اين فسادمالي و روحيه سوءاستفاده گري عليخان امين الدوله اشاره مي كند و مي نويسد:
«شنبه دوم ذيحجه ۱۳۱۰ ق: يك روز قبل از رفتن به پيازچال بندگان همايون جعبه عقيقي كه در ميانش الماس پياده پر بود، از اندرون بيرون آوردند. آقا ابراهيم امين السلطان و عليرضا خان عضدالملك و محمدعلي خان امين السلطنه و ميرزا عليخان منشي حضور، امين الدوله حاليه، اين چهارنفر را مأمور كردند كه از اين الماس ها مقداري منتخب كرده، بند قمه براي اعليحضرت همايوني، زرگر بسازد. من خودم هم آن روز وقوع اين حادثه]در[ حضور بودم. . . بعد از نهار شاه بود، خبر كردند كه مسيو تومسن، شارژدافر (كاردار) انگليس كه تازه وارد شده بود، به حضور مي آيد. شاه به حضرات فرمودند كه قدري آن طرف تر بنشينند كه از محاذي تالار دور باشند. شارژدافر كه آمد و رفت باز مراجعت كرده به جاي اولي بيايند و بنشينند و مشغول كار خودشان باشند. حضرات كه برخاستند بروند، امين السلطنه دست ميرزا عليخان منشي حضور را چسبيد و اين عبارت را گفت. . . يارو الماس ها را چراكف دستت قايم كردي؟ منشي حضور گفت: دستم عرق كرده بود و چسبيده بود. آقا ابراهيم امين السلطان بناي داد و فرياد را گذاشت و اين عبارت را مكرر مي گفت كه: قرمساقي بهتر از اين نوكري است كه ماها را با اين پسره به انتخاب الماس مأمور مي كنند، كه الماس ها را در حضور شاه مي دزدد و ما بدنام مي شويم. شاه همين قدر فرمودند ساكت باشيد شارژدافر برود، بعد ببينم. شارژدافر آمد و رفت. بعد امين السلطان گريه كنان و يقه پاره كنان به اطاق شاه ورود كرد كه ما را از نوكري معاف داريد يا همراه اين قبيل اشخاص نكنيد. شاه في الفور حكم كرد كه به صدراعظم گفته شود ميرزاعليخان ديگر به خلوت نيايد وهمان مجلس، قلمدان و اسباب تحرير فقط كه سپرده ميرزا عليخان بود به من دادند. . . »(13)
البته چند روز بعد ميرزاحسين خان مشيرالدوله صدراعظم وقت، در اين ميانه وساطت كرد و فرمان عفو عليخان امين الدوله را از شاه گرفت و او را دوباره به شغل خودش برگرداند. از اين زمان به بعد موقعيت وي نزد شاه روزبه روز بهتر مي شود و تا آن حد مورد اعتماد قرار مي گيرد كه شش ماه بعد از اين حادثه، زماني كه ميرزاحسين خان مشيرالدوله (سپهسالار بعدي) در تدارك سفر اول ناصرالدين شاه به فرنگ بود، مبلغ يكصد و نود هزار تومان پول نقد تحويل ميرزاعليخان امين الدوله داد تا جواهرات و ساير تداركات كه لازمه اين سفر بود، را فراهم بياورد. (۱۴)
ميرزاحسن خان اعتمادالسلطنه در همين نوشته با صحبت از موقعيت و ميزان ثروت و درآمد امين الدوله به صورت تلويحي به فساد مالي او اشاره مي كند: «. . . در اين روز دوشنبه دوم ذيحجه ۱۳۱۰ ق. است و ۲۳ سال از اين مقدمه گذشته است. اين مسئله هنوز در خاطر مبارك بود. به مجردي كه من عرض كردم در اين سفر ۲۳ سال قبلي كه به پيازچال تشريف مي آورديد، اتفاقي افتاد در نظر مبارك هست؟ سربسته فرمودند، بلي فقره الماس ها. مقصود اين است كه بحمدالله هوش و حافظه پادشاه به اين درجه است كه هيچ چيز از خاطرشان نمي رود. اما چه فايده ميرزا عليخان امين الدوله حالا صاحب دو كرور تومان مكنت و حاضرالصداره و سالي شصت هفتاد هزار تومان فايده( درآمد) دارد و ما هنوز در خم يك كوچه ايم. . . »(15)
عليخان امين الدوله در سال ۱۲۸۸قمري به سرپرستي امور پست ايران گماشته شد. اين منصب و مسند هم محل خوبي براي سوءاستفاده و اختلاس و كسب در آمد و حسابسازي او بود. مهديقلي هدايت در مورد دوران رياست عليخان امين الدوله بر پستخانه مي نويسد:«. . . پس از امين الدوله پست خانه را به صنيع الدوله سپردند. بنده هم رئيس شدم. مسيو آرنولد رئيس محاسبات بود. صورت عايدي دو سال اخير را داد. ]معلوم شد[ امين الدوله سالي هزار و پانصد تومان به دولت مي داده و هفت هزار و پانصد تومان عليق مي گرفته و خرج در رفته سالي چهل و يك هزار تومان منفعت شخصي مي برده است. . . »(16)

علی امینی
در اين سالها امين الدوله يكي از رجال و دولتمردان مورد توجه ناصرالدين شاه بود و در تمام سفرهاي شاه به فرنگ، درشمار همراهان وي قرارداشت. سفرهاي خارج از كشور و مشاهده شيوه زندگي مردم اروپا تأثيرات عميقي در روحيات و طرز تفكر امين الدوله به جاي گذاشت و موجب شد تا او به عنوان يكي از هواداران تقليد از غرب و يكي از پيشگامان به اصطلاح تجددطلبي، شهرت و آوازه اي به دست آورد. وي در اين ايام يكي از چهره هاي سياسي مطرح درجامعه بود و داعيه رقابت با ميرزا علي اصغرخان امين السلطان، صدراعظم وقت را داشت و به عنوان سركرده رجال متجدد، بارها صحبت از صدارت او به ميان مي آمد. اما همواره خود را كنار مي كشيد و از بيم سعايت و كارشكني هاي دشمنان و گرفتارشدن در چنگال خشم شاه مستبد قاجار، از قبول مسئوليت صدراعظمي خودداري مي كرد. خودش در جايي به اين موضوع اشاره كرده است:
«. . . من موقعي كه منشي مخصوص ناصرالدين شاه بودم، چندين بار پيشنهاد صدارت به من شد و با اينكه ناصرالدين شاه را مرد با هوش و با تصميم و قوي اراده مي دانستم، ولي چون به روحيه استبدادي او واقف بودم، از قبول مسئوليت سرباز زدم و زيربار نرفتم. . . »(17)
امين الدوله و منافع شخصي
براي عليخان امين الدوله همه چيز بر مدار منافع شخصي مي گذشت و او در راه كسب منافع شخصي به هيچ چيز و هيچكس رحم نمي كرد، حتي به نزديك ترين آشنايان و دوستان خود پشت مي نمود. نمونه اي از اين رفتار منفعت طلبانه را با نزديك ترين دوست خود، محسن خان مشيرالدوله انجام داد. محسن خان مشيرالدوله صميمي ترين دوست عليخان امين الدوله بود. مهديقلي خان هدايت «مخبرالسلطنه» در باره ميزان دوستي و صميميت آنها مي نويسد:
«. . . ميرزا عليخان امين الدوله با حاج محسن خان مشيرالدوله از دوستان يكرنگ و بسيار صميمي و به اصطلاح با هم يك جان دردو قالب و يك روح در دو بدن بودند، حتي امين الدوله از كثرت محبت زيادي كه به مشيرالدوله داشت، نام پسر خود را به نام محسن خان، محسن گذاشت و لقب سابق او معين الملك را براي فرزند خويش گرفت و بعد هم دختر محسن خان مشيرالدوله را به ازدواج پسر خود در آورد. . . »(18)
اما عليخان امين الدوله وقتي در سال ۱۳۱۴ صدراعظم شد و دريافت كه از رهگذر وصلت با خاندان شاه مي تواند به وضع خود استحكام بيشتري بدهد و به منافع افزونتري دست يابد، دختر دوست صميمي خود را قرباني كرد و فخرالدوله دختر مظفرالدين شاه را براي پسرش محسن خان خواستگاري نمود و دستور داد تا پسرش فوراً دختر مشيرالدوله را طلاق بدهد:
«. . . در آن هنگام محسن خان امين الدوله ]پدر دكتر اميني[ دختر محسن خان ]مشيرالدوله[ را كه معقود او بود، در خانه داشت و راضي به طلاق او نبود. ولي پدرش او را به مدت ۴۰ ساعت در اتاقي گرسنه زنداني كرد و در همان اتاق دختر مشيرالدوله مطلقه گرديد. . . »(19)
به اين ترتيب محسن خان، پسر عليخان امين الدوله داماد شاه شد و عليخان امين الدوله از رهگذر اين وصلت قدرتمندتر گرديد. اما او آنچنان كه بايد و شايد نتوانست از اين وصلت بهره برداري كند. وي در بهار سال ۱۳۱۷ قمري مجبور شد كه از صدارت كناره بگيرد و دوباره منصب و مسند صدراعظمي را به رقيبش ميرزا علي اصغر خان امين السلطان بسپارد. امين الدوله در اين ماجرا يك دوست صميمي را هم از دست داده بود و بنابه نوشته مهدي بامداد، « دوستي ديرينه و ساليان دراز بين امين الدوله و مشيرالدوله به دشمني خيلي سخت تبديل گرديد». (20)
وجود رقابت بين عليخان امين الدوله و ميرزا علي اصغرخان امين السلطان، صدراعظم و حضور امين الدوله در راس مخالفان امين السلطان، موجب كنارگذاشتن امين الدوله از صحنه اداره امور و خانه نشيني وي گرديد و اين وضعيت تا سال ۱۳۱۳ قمري ادامه يافت. دراواسط اين سال امين الدوله بارديگر به خدمت فراخوانده شد و به عنوان وزير و پيشكار كل ايالت آذربايجان منصوب گرديد. دوران پيشكاري و وزارت امين الدوله در آذربايجان چندان به درازا نكشيد و او حدود يكسال بعد به تهران احضار شد و به عنوان صدر اعظم منصوب گرديد. (۲۱)

۱۳- افشار، ايرج، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، انتشارات اميركبير، به نقل از شرح حال رجال ايران، جلد دوم، صص ۳۵۷-.۳۵۶
۱۴- افشار، ايرج، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، انتشارات اميركبير، به نقل از شرح حال رجال ايران، جلد دوم، صص ۳۵۷-.۳۵۶
۱۵ – همان، ص .۳۵۸
۱۶- مخبرالسلطنه هدايت، مهديقلي، خاطرات و خطرات، ص .۱۴۶
۱۷ -اميني، علي، مادرم فخرالدوله، سالنامه دنيا، سال ۱۳۳۹، شماره ۱۶، صص۱۴۴- .۱۳۸
۱۸- مخبرالسلطنه هدايت، مهديقلي، خاطرات و خطرات، ص .۱۴۳
۱۹ -مجله خواندنيها، شماره ۵۲، سال .۱۳۴۰
۲۰- بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، جلد دوم، ص .۳۶۴
۲۱- بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، جلد دوم، ص .۳۶۴

 

منبع : کیهان

 

مطالب مرتبط

 

علی امینی ۱ ؛ شاه مهره آمريكا درايران از تولد تا مرگ

پاسخ دهید

ایمیل شما به صورت خصوصی می باشد و نمایش داده می شود. Required fields are marked *

*

13 + هفت =

WpCoderX