علی امینی ۱ ؛ شاه مهره آمريكا درايران از تولد تا مرگ

دكتر«علي اميني» يكي از پرآوازه ترين دولتمردان روزگار اقتدار محمدرضا پهلوي است كه نامش با بسياري از حوادث پشت پرده در سالهاي پس از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بويژه باقرارداد استعماري كنسرسيوم و حراج منابع نفتي سرزمين ما و نيز با دوران پرهياهو و جنجالي نخست وزيري يكسال و دوماهه اش و آغاز رفورم هاي فريبكارانه امريكايي در ساختار اقتصادي- فرهنگي ايران، گره خورده است. او در شمار سياستمداران هوادار امريكا بود كه بعد از رويدادهاي شهريور ۱۳۲۰ و در ارتباط با منافع اين دولت و جريان جهاني سلطه، در عرصه ديپلماسي ايران پديدار گشته و با حمايت و پشتيباني علني امريكا به سمت تسخير مواضع قدرت و به دست آوردن مسند و مقام نخست وزيري ايران به پيش رانده شد.

پيشينه خاندان اميني

علي اميني مجدي به يكي از خاندانهاي مهم حكومتگر ايران تعلق دارد و از وابستگان مهم «اليگارشي» ايران به حساب مي آيد و با بسياري از خانواده هاي فئودال و فراماسونر، پيوندهاي سببي و نسبي دارد. او پيش از آنكه از جانب پدر شهرت داشته باشد، از مادر خود نام و آوازه گرفته بودو طبقات مختلف مردم پيش از آنكه وي را فرزند محسن خان امين الدوله بدانند، به عنوان پسرخانم فخرالدوله مي شناختند.
مادر علي اميني، اشرف خانم، ملقب به فخرالدوله، دختر مظفرالدين شاه قاجار از بطن خانم سرورالسلطنه، معروف به «حضرت عليا»، دختر فيروزميرزافرمانفرما، پسرعباس ميرزانايب السلطنه، پسرفتحعلي شاه قاجار بود(۱) فخرالدوله در اواخر اقتدار خاندان قاجار، بويژه در زمان ديكتاتوري رضاخان شهرت فراواني داشت ورضاخان به طعنه و تعريض او را «تنها مرد خاندان قاجار» مي ناميد. (۲) وي زني مدير و مدبر بود كه نظارتي وسواس گونه بر تربيت فرزندانش اعمال مي كرد و كار رسيدگي و اداره املاك وسيع خود و شوهرش درلشت نشأ و تهران و ديگر نقاط ايران را شخصاً برعهده داشت.
جدّ بزرگ خاندان اميني حاج ميرزا محمدخان مجدالملك سينكي نام داشت. او كه اصلاً مازندراني بود، در سال ۱۲۲۴ هجري قمري در روستاي «سينك» از توابع لواسانات به دنيا آمد. مجدالملك خطي بسيار خوش داشت و از خوشنويسان معروف زمان خود به حساب مي آمد: «. . . مجدالملك. . . در سال ۱۲۶۸ كار پرداز (كنسول) ايران مقيم هشترخان (حاجي طرخان) بود. در سال ۱۲۶۹ ق. . . به لقب دبير مهام خارج ملقب و از قزوين مأمور امور دول خارجه- كه همان كارگزاري باشد- به آذربايجان فرستاده مي شود. در سال ۱۲۷۵ق، براي تصفيه امور معوقه بين دولتين ايران و عثماني به بغداد مأمور شد. در سال ۱۲۷۹ به وزارت وظائف و اوقاف منصوب شد و وزارتش تا سال ۱۲۸۲ ق، ادامه داشت. در سال ۱۲۸۴ ق، در سفر اول ناصرالدين شاه به خراسان. . . ميرزا محمدخان دولو سپهسالار توليت آستانقدس رضوي در گذشت. . . و ميرزا محمدخان سينكي كه در اين سفر از همراهان ملتزمين ركاب مبارك بود، ملقب به لقب مجدالملك شده و به سمت توليت آستان قدس رضوي منصوب گرديد. . . در سال ۱۲۸۸ ق، ضمن عضويت در دارالشوراي كبراي دولتي، رياست اداره كل غله ايران به عهده وي محول گرديد. . . در سال ۱۲۹۰ ق. . . براي بار سوم به وزارت وظائف و اوقاف منصوب گرديد و در ۱۱ ذيحجه همين سال در سن ۷۴ سالگي در تهران درگذشت. . . »(3)
محمدخان مجدالملك از اعضاي فراموشخانه ايران به حساب مي آمد و از افراد و مقاماتي بود كه توسط ميرزا ملكم خان «ناظم الدوله» براي فراماسونري عضوگيري شده بود. (۴)
پدر بزرگ علي اميني، عليخان امين الدوله معروف ترين شخصيت در خاندان اميني است. او در سال ۱۲۶۰ هجري قمري در تهران به دنيا آمد و پس از آموختن خواندن و نوشتن و از رهگذر اعمال نفوذ پدرش محمدخان مجدالملك – كه از كاركنان با نفوذ وزارت خارجه بود- به استخدام وزارت امورخارجه درآمد و همراه پدرش به مأموريت بغداد رفت. (۵) وي نيز صاحب خطي خوش بود واندك آشنايي نيز با زبان فرانسه داشت و همين ويژگي ها موجب شد تا وي به دفتر مخصوص شاه راه يابد و پس از مدتي به سمت منشي مخصوص منصوب و به لقب «منشي حضور» ملقب گردد:
«. . . ناصرالدين شاه در سال ۱۲۷۸ قمري كه سن ميرزاعليخان به ۱۸ رسيده بود، دستور داد كه سفراً و حضراً ملتزم خدمت باشد. در سال ۱۲۷۹ ق، در سن ۱۹ سالگي به سمت نيابت اول وزارت امور خارجه برقرار گرديد و در ضمن داشتن اين سمت در سال ۱۲۸۳ ق، در سن ۲۳ سالگي در جزء پيشخدمتان و منشي حضور ناصرالدين شاه شده و از اين تاريخ تا سال ۱۲۹۰ ق، كه ملقب به لقب پدر زن خود پاشاخان امين الملك شد، لقبش منشي حضور بود. . . »(6)
براساس اسناد و مدارك موجود، عليخان امين الدوله – پدربزرگ علي اميني – از همين ايام در ارتباط با عناصرو عوامل خارجي قرار مي گيرد و با بهره گيري از امكاناتي كه به عنوان «منشي مخصوص» دراختيار داشت، اطلاعاتي از روابط و مكاتبات شاه را به سفارتخانه خانه هاي بيگانه منتقل مي سازد. او در اين كار آنچنان افراط مي كند كه به رسوايي مي انجامد و اين ارتباط تا آن حد علني مي شود كه ناصرالدين شاه خطاب به يكي از رجال آن ايام مي گويد:
«عرايض خود را شخصاً به حضور بياوريد، چون منشي حضور قبل از اطلاع ما كليه مكاتبات را به زرگنده مي برد و در اختيار وزيرمختار انگليس مي گذارد. . . »(7)
مهديقلي خان هدايت «مخبرالسلطنه» در خاطرات خود در باره ميرزا عليخان امين الدوله، به همين وابستگي و ارتباط ناسالم او با برخي از سفراي خارجي اشاره مي كند و مي نويسد:
«. . . رجال ما خيلي هم صديق و امين و مطلع از سياست نبودند و به قدري هم كه مي شد حفظ سياست نكردند. امين الدوله از اشخاص تربيت شده بود و منشي حضور. شاه به پدرم مي نويسد كه مطالب محرمانه را به توسط امين الدوله ننويس. . . »(8)
پس از اعطاي لقب «امين الملك» به ميرزا عليخان و با كسب اجازه از شاه، لقب قبلي او، يعني «منشي حضور» دراختيار پسرش محسن خان (پدر علي اميني) گذاشته مي شود. ميرزاعليخان در همين سال به مقام وزير رسائل (رئيس دفتر مخصوص شاه) دست مي يابد. (۹)
در سال ۱۲۹۵ قمري، زماني كه «ويكتورامانوئل» پادشاه ايتاليا درگذشت و پسرش شاهزاده «هومبرت» به جاي او برتخت پادشاهي آن كشور جلوس نمود، امين الدوله از طرف دولت ايران و با عنوان «سفيرمخصوص» براي ابلاغ تعزيت فوت «ويكتورامانوئل» و تهنيت جلوس «هومبرت» به دربار ايتاليا رفت. (۱۰)
پس از بازگشت از سفر ايتاليا، اداره امور شوراي دولتي و وساطت تبليغ اوامر شاه به اين شورا و به عليخان امين الدوله تفويض گرديد و در سال ۱۲۹۸ قمري كه پدرش ميرزا محمدخان مجدالملك سينكي درگذشت، مقام وزارت وظايف و اوقاف، به ديگر مشاغل وي ضميمه شد و در سال ۱۲۹۹ قمري، پس از مرگ ميرزا هاشم امين الدوله كاشاني، لقب امين الدوله به او اعطا گرديد. از ديگر مشاغل مهم امين الدوله، رياست مجلس وزيران بود كه در سال ۱۳۰۴ قمري بدان دست يافت. (۱۱)
مهدي بامداد در باره مجلس وزيران مي نويسد: «مجلس دارالشوراي كبري يا مجلس شوراي وزرأ و يا مجلس دربار اعظم يك مجلس دولتي و تشريفاتي بود. اسم داشت، و لكن هيچ معني نداشت. فقط ولات و وزراي معزول براي اينكه از قلم نيفتند و فراموش نشوند، حتي گاهي با تشبثات و پول دادن به شاه به عضويت اين مجلس انتخاب مي شدند و در حقيقت مجلس ملاقات و كارگذراني براي يكديگر بود. اعضاي آن هفته اي دو بار به اين مجلس مي آمدند و پس از خوردن نهار و كشيدن قليان به خانه هاي خود بر مي گشتند و براي وقت گذراني رجال بي مصرف ايران مجلس بسيار خوبي بود. اعتمادالسلطنه راجع به مجلس شوراي مزبور در يادداشت هاي خود مي نويسد: «شانزدهم ذي الحجه ۱۳۰۲، بعد از نهار به مجلس شورا رفتم پناه برخدا از اين مجلس كه بدتر از طويله بود. . . »(12)

۱- اميني، علي، مادرم فخرالدوله، سالنامه دنيا، سال۱۳۳۹، شماره ۱۶، ص .۱۳۸
۲- مجله خواندنيها، شماره ۵۲، مورخ ۱۳۴۰، و نيز بهزادي، علي، شبه خاطرات، جلداول، انتشارات زرين، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص .۷۰
۳- بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، جلد سوم، انتشارات زوار، چاپ چهارم، ۱۳۷۱، صص ۲۸۸-.۲۸۷
۴- كتيرايي، محمود، فراماسونري در ايران (از آغاز تا تشكيل لژ بيداري ايران)، سال ۱۳۴۷، ص .۶۹
۵- بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، جلد دوم، انتشارات زوار، ص .۳۵۴
۶- بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجري، جلد دوم، انتشارات زوار، چاپ چهارم، ۱۳۷۱، صص ۳۵۵-.۳۵۴
۷ -قاسمي، ابوالفضل، يادداشت دست نويس درباره علي اميني، آرشيو كيهان.
۸ -هدايت، مهديقلي، خاطرات و خطرات، ص .۷۵
۹- بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، جلد دوم، ص .۳۵۶
۱۰- طبقه حاكمه ايران را بشناسيد، جزوه ضميمه روزنامه برق، مورخ فروردين ۱۳۲۴، ص .۳
۱۱- بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، جلد دوم، ص .۳۵۹
۱۲- همان.

 

منبع : کیهان

پاسخ دهید

ایمیل شما به صورت خصوصی می باشد و نمایش داده می شود. Required fields are marked *

*

پنج + 3 =

WpCoderX