علي اميني- ۵ ؛ پرچم كش روسيه وانگليس

پناه بردن محسن خان امين الدوله به روس ها و پيگيري و شكايت ميرزاكريم خان رشتي، موجب بروز پاره اي مشكلات بين دولت ايران و دولت روسيه تزاري شد و مكاتبات فراواني بين وزارت امور خارجه ايران و سفارت روسيه تزاري در تهران ردوبدل گرديد. با هم به نمونه اي از اين مكاتبات نگاه كنيم:
«. . . به طوري كه جناب مستطاب اجل عالي، كاملاً مسبوق و مستحضريد در حين و موقع بلوا و انقلاب جناب امين الدوله و شاهزاده خانم فخرالدوله به اندازه اي مورد تعديات و اجحافات ميرزاكريم خان وبرادرانش كه در آن وقت اهالي گيلان را بيم داده و اخافه مي نمودند واقع و جانشان در معرض خطر بود كه مجبوراً و ناچاراً جناب امين الدوله از سفارت سنيه دولت اعليحضرت امپراطور خواستار حمايت گرديد و فرقه دموكرات به رياست آقاي حسين قلي خان نواب كه در آن وقت زمام قدرت و اختيار دولت در دست آنها بود، همه قسم مواعيد درباب امنيت و حمايت به جناب مشاراليه داده و از بست و تحصن سفارت سنيه ايشان را خارج نمودند. ولي برخلاف انتظار به ايفاي مواعيد خود قيام نكرده، به هيچ وجه مساعدت و حمايتي برضد اشخاص متعدي و ظالم نسبت به جناب امين الدوله به عمل نيامده و ايشان وعيالشان براي حفظ املاك گيلان خود از غارت و چپاول كلي مجبوراً آن املاك را به ميرزاكريم خان اجاره دادند. چون گويا از اين اجاره نامه. . . راضي نبودند، به تهديد «موزر» امين الدوله را مجبور ساختند كه مجدداً قراردادي در امتداد مدت اجاره با آنها منعقد سازد و مقصود از مدلول قرارداد جديد اين بود كه جناب امين الدوله و عيالش بكلي لاشئي و بي چيز شوند. پس از آنكه فاميل ميرزاكريم خانم از گيلان تبعيد گرديدند، قونسولگري دولت امپراطوري. . . ملتفت شد كه تا چه اندازه ظلم و تعدي از فاميل ميرزاكريم خان به فاميل امين الدوله. . . وارد آمده و برحسب خواهش اين سفارت. . . جناب صمصام السلطنه به ملاحظات پلتيكي كتباً به امين الدوله حكم كردند كه عمل اجاره املاك خود با ميرزاكريم خان را فسخ و باطل و به شخص ديگري اجازه دهد و با تصويب اولياي دولت عليه و به تصويب جنرال قونسولگري تهران و جنرال قونسولگري گيلان به اجاره يك نفر از اتباع محترم روس داده شد و باعث آسودگي موقتي جناب امين الدوله گرديد، اما بعد از مراجعت ميرزاكريم خان و سردار محيي ]از تبعيد[. . . باز به جناب امين الدوله و عيالشان بناي ظلم و زياده روي را گذارده و از آنها مطالبه خسارت و فسخ اجاره ومطالبات غيرمنصفانه ديگر مي نمايد. بنابراين سفارت سنيه ابداً و به هيچ وجه نمي تواند مسئوليت فسخ اجاره را كه به موجب حكم اولياي دولت عليه بوده و به عهده جناب امين الدوله و عيال ايشان بداند. . . »
ياخلوفسكي كوزول- وزيرمختار دولت تزاري (۳۷)
نماينده روسيه تزاري
در مردادماه ۱۲۹۵ شمسي دولت هاي انگلستان و روسيه تزاري طي يادداشتي رسمي به دولت ايران، خواستار اصلاحاتي در امور نظامي و مالي ايران شدند. ملك الشعراي بهار در اين مورد مي نويسد:
«. . . روس ها مدتي بود قصد مداخله در منطقه ]تحت[نفوذ خود داشتند و به همين علت حاضر نشدند بعد ازجنگ قشون خود را از ايران بيرون ببرند و همين معني باعث تزلزل بي طرفي ايران و فرياد مردم و جرايد و مداخله عثماني و هزاران جنجال ديگر شده و كار به مهاجرت كشيده وموجب مهاجمات سپاه عثماني به همدان گرديده بود، در كابينه سپهسالار موفق شدند سندي از دولت ايران تحصيل نمايند و به موجب آن سند دولتين انگلستان و روسيه در امورمالي، بالخاصه به وسيله كميسيون مختلط حق مداخله يافتند. . . »(38)
به موجب اين سند رئيس دولت وقت مي پذيرد كه كميسيون مختلطي تشكيل شود و كليه امورمالي كشور ايران تحت نظارت بيگانگان قرارگيرد. به دنبال اين توافق دولتهاي روسيه و انگليس نمايندگان خود را معرفي كردند و كميسيون مختلط تشكيل شد. نكته مهم دراين مورد اين بود كه دولت روسيه محسن خان امين الدوله (پدرعلي اميني) را به عنوان يكي از نمايندگان خود دراين كميسيون معرفي كرده بود. به اعتقاد كارشناسان و صاحب نظران مسائل سياسي اين كميسيون ناقض استقلال ايران به معناي واقعي كلمه بود و عضويت محسن خان امين الدوله به عنوان نماينده دولت تزاري در اين كميسيون، مؤيد اين نكته است كه خاندان اميني وقتي پاي منافع شخصي شان در ميان بود، حتي از خيانت به منافع و مصالح ملي هم ابايي نداشتند.

محسن امین الدوله پدر علی امینی

محسن امین الدوله پدر علی امینی

پس از پيروزي انقلاب سوسياليستي در اكتبر۱۹۱۷ كه ديگر امپراتوري روسيه تزاري وجود نداشت تا از خاندان اميني دفاع و حمايت كند، محسن خان امين الدوله فوراً رنگ عوض كرد و با گرايش به سوي انگلستان، كوشيد تا خود را تحت الحمايه اين كشور معرفي نمايد. دراين زمان نيروهاي انگليسي مقيم ايران از راه غرب به استان گيلان رفته بودند تا از طريق درياي خزر خود را به قفقاز برسانند و به تقويت نيروهاي ضدانقلاب روسيه بپردازند. در اين هنگام محسن خان امين الدوله، با يك سرهنگ بازنشسته انگليسي زدوبند كرده و او را به عنوان متخصص كشاورزي و سرپرست اداره املاك خود در لشت نشا استخدام نموده بود. امين الدوله اين سرهنگ را به لشت نشأ آورد و دستور داد تا پرچم روسيه تزاري را از سردرخانه خود پايين آوردند و به جاي آن پرچم انگلستان را نصب كرد. تا مردم تصور كنند كه امين الدوله تحت الحمايه انگلستان است و خرده مالكين- كه مدام با تعدي و اجحافات وي مواجه بودند- براي احقاق حقوق خود تلاش نكنند. اما اين ترفند محسن خان امين الدوله كارساز نبود. زيرا خرده مالكين منطقه لشت نشأ به سفارت انگليس در تهران مراجعه كردند و در باره سمت و عنوان و مسئوليت اين سرهنگ و نحوه ارتباط او با دولت انگلستان سؤال نمودند. سفارت پس از تحقيق در اين مورد اعلاميه اي صادركرد كه اولاً سرهنگ نامبرده هيچ گونه سمت رسمي ندارد و ثانياً محسن خان امين الدوله حق استفاده از پرچم انگلستان را ندارد. (۳۹)
امين الدوله و نهضت جنگل
چاپلوسي و توسل به قدرتمندان وقت و پنهان شدن در پشت نيروهاي استعماري و بهره گيري از نفوذ و محبوبيت عناصر وجيه الملّه، از ويژگي هاي بارز خاندان اميني بود كه در هر زمان و به اقتضاي اوضاع و احوال از اين ويژگي بهره برداري مي كردند. برهمين اساس زماني كه نهضت جنگل به رهبري ميرزاكوچك خان آغاز شد، امين الدوله كوشيد تا كمترين برخورد را با جنگليان داشته باشد و براي اينكه از حمايت ميرزاكوچك خان برخوردار باشد، يكي از بستگان نزديك ميرزا به نام داودزاده- كه بعدها از رهگذر خيانت به جنگليان و ميرزاكوچك خان، در شمار ثروتمندان معروف گيلان قرارگرفت – را به استخدام خود درآورد. (۴۰)
از نخستين روزي كه اداره امور و مالكيت منطقه لشت نشأ به عليخان امين الدوله و پسرش سپرده شد، ظلم ودست درازي اين خاندان به املاك روستاهاي مجاور و ديگر كساني كه در آنجا ملك و علاقه اي داشتند آغاز شد. خرده مالكين منطقه لشت نشأ در شمار افرادي بودند كه بيشترين ظلم و فشار خاندان اميني را تحمل مي كردند. در همان ابتداي امر، زماني كه فرمان واگذاري لشت نشأ در دست تهيه بود. عليخان امين الدوله و پسرش به تكاپو افتادند و از طريق تطميع و دادن رشوه مستوفيان دولتي را واداشتند تا نام دو ملك مجاور اين منطقه رادر حاشيه فرمان بگنجانند. (۴۱) بلافاصله پس ازصدور فرمان، مزاحمت هاي خاندان اميني براي خرده مالكين و كشاورزان اين روستاها آغاز شد و شكايت هاي ساكنان و مالكان آن به جايي نرسيد و جناب امين الدوله و پسرش اين روستاها را به استناد فرمان شاه تصاحب كردند.
خاندان امين الدوله پس از پيروزي در اين ماجرا، چشم طمع به اراضي ديگر روستاهاي مجاور دوخته و هرروز حدود فرمان را گسترش مي دادند و املاك عده زيادي از خرده مالكين آن منطقه را به تصرف خود درمي آوردند. اگر به جرايد دورهه احمدشاه قاجار مراجعه شود و يا در تلگرافات و عرايضي كه به مجلس شوراي ملي مي رسيد، جستجو كنيم، بدون اغراق هفته اي چندين تلگراف و عريضه دادخواهي مردم و استشهادهاي متعدد مالكان لشت نشأ- كه فريادشان از ظلم خاندان اميني به آسمان رسيده بود- را مشاهده خواهيم كرد.
ــــــــــــــــــــــــ
پانوشتها :
۳۷- نامه سفير روسيه تزاري به وزير امور خارجه ايران، به شماره ۱۲، مورخه ۱۴ ربيع الاول .۱۳۳۱
۳۸- ملك الشعراي بهار، محمدتقي، تاريخ مختصراحزاب سياسي، ص .۲۴
۳۹- روزنامه برق، فروردين ۱۳۲۴، ص .۲۴
۴۰- روزنامه برق، فروردين ۱۳۲۴، ص .۲۴
۴۱- طبقه حاكمه ايران را بشناسيد، جزوه ضميمه روزنامه برق، فروردين ۱۳۲۴، ص .۶

پاسخ دهید

ایمیل شما به صورت خصوصی می باشد و نمایش داده می شود. Required fields are marked *

*

5 × چهار =

WpCoderX