در چرایی تغییر مواضع برخی حامیان اولیه تسخیر لانه جاسوسی

دلایل فراوانی برای تغییر نظر یک شخص می توان متصور بود ، انسان با گذر زمان تغییر می کند، هم اطلاعات او تکمیل می شود و هم از سوی دیگر نوع نگاهش به دنیا تغییر می کند، در این میان منافع اشخاص نیز تغییر کرده و به تبع آن نظراتش را نیز دستخوش تغییر می سازد.

تسخیر لانه جاسوسی یکی از مواردی است که نظرات فعالان دخیل در تسخیر و نیز حامیان اولیه در طول نزدیک به چهار دهه گذشته شدیدا دستخوش تحول و تغییر شده است، از آیت الله هاشمی رفسنجانی که در مجلس اول شورای اسلامی ریاست داشت تا آیت الله منتظری که در روزهای تسخیر خطیب جمعه تهران و پس ازآن نیز تا جایگاه قائم مقامی رهبری رفت و سرانجام به دلایلی که در حوصله این نوشتار نیست توسط حضرت امام خمینی (ره) برکنار شد در این روزها در زمره حامیان تسخیر سفارت آمریکا بودند.

در این فهرست اسامی افراد و احزاب فراوانی وجود دارد که مطالعه این اسامی انسان را به تعجب وا می دارد ؛ « ابوالحسن بنی صدر نخستین رئیس جمهور ، صادق قطب زاده اولین رئیس صدا و سیما و وزیر خارجه ، ابراهیم یزدی وزیرخارجه دولت موقت و نماینده مجلس اول ، میرحسین موسوی نخست وزیر دهه شصت ، محمود اعتماد زاده (به آذین)، امیرهوشنگ ابتهاج ، مهدی اخوان ثالث ، بها الدین خرمشاهی ، احسان طبری ، نازی عظیما ، سیاوش کسرائی ، اسماعیل نوری علا ء ،  نوشابه امیری و در میان تشکل ها و احزاب نهضت آزادی ، مجاهدین انقلاب ، جاما [جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران]، حزب توده ایران ، جنبش مسلمانان مبارز ، مجاهدین انقلاب اسلامی ، کردهای مقیم مرکزو …»

برخی از این افراد و شخصیت ها در همان سال های اولیه پس از تسخیر لانه جاسوسی از نظر خود بازگشته و راه دیگری آغاز کردند و گروه دیگر نیز با گذشت زمان دچار انقلاب و تحول بنیادین گشته و درست بر خلاف مسیر گذشته طی طریق کردند.

افرادی چون آیات منتظری و هاشمی در طول دهه شصت از حامیان سفت و سخت تسخیر لانه جاسوسی بودند ، هاشمی تسخیر لانه جاسوسی را از بزرگترین اقدامات تاریخ ساز می دانست و معتقد بود « خداوند از همین مجرای باریک و از همین دروازه جاسوسخانه آمریکا راه را به سوی قدس برای ما گشوده است»(1)

آیت الله منتظری نیز در خطبه های نماز جمعه اعراب را به اقداماتی مشابه اقدام ملت مسلمان ایران دعوت می کرد و می گفت : « آمریکا بزور سرنیزه و نیروهای نظامی کشورهای دیگر را اشغال می کرد گذشت».(2)

ابراهیم یزدی وزیر خارجه دولت موقت که پس از تسخیر لانه جاسوسی و به همراه اعضای این دولت استعفای خود را تقدیم کرد معتقد بود « این حرکت انقلابی در پشتیبانی از دولت است»(3)

بررسی نظرات تک تک شخصیت ها در حوصله این نوشتار نیست ، برخی افراد نیز از جمله موسوی خوئینی ها در متن رویداد تسخیر لانه جاسوسی بوده اند که با گذشت زمان و عبور از دهه شصت به هفتاد این روزها کارهای دیگری می کنند و حرف های دیگری می زنند.

به سوال ابتدایی نوشتار می رسیم ، چرا برخی افراد تغییر می کنند؟ هر تغییری اگر عاقلانه باشد بایستی از قواعد پذیرفته شده و عقلانی تبعیت کند ، اعتقاد لباس نیست که انسان هر روز عوض کند مگر این که به آلوده بودن آن ایمان بیاورد و فردی که هر لحظه و ساعت اعتقادی دارد مغایر با نظرات گذشته حکم فردی را دارد که بیمار است و مجبور به تغییر لباس به دفعات مکرر و مداوم در طول روز!

از طنز ماجرا اگر بگذریم بایستی به این نکته نیز اشاره کنیم که برخی شخصیت ها با این که نظرات آنان از دیروز تا امروز دستخوش تغییرات فراوان شده است ولی اصرار دارند که همانی هستند که دهه شصت بوده اند و هیچ تغییری نکرده اند، آنان می گویند ما همانی هستیم که بودیم و دیگران تغییر کرده اند و بایستی چرایی تغییر را از آنان پرسید نه ما ولی کیست که نداند تصریح بر بی اعتمادی به آمریکا و سخن گفتن از ضرورت تسخیر لانه جاسوسی با قرار گرفتن در خط مقدم ضرورت مذاکره و تنش زدایی با آمریکا تعارض صریح و آشکار دارد؟!

می توان بر این نکته اطمینان داشت که برخی حمایت های اولیه از تسخیر لانه جاسوسی به خاطر الزامی بود که جامعه بر افراد و گروه ها تحمیل کرده بود، حضور میلیونی مردم در خیابان ها و حمایت از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام باعث شده بود کسی جرات آن را نداشته باشد که از مخالفت دم بزند و حتی دولت موقت که بلافاصله پس از تسخیر لانه جاسوسی استعفای خود را تقدیم امام کرد مدعی بود این استعفا به دلایل دیگری روی داده و ربطی به اشغال سفارت آمریکا ندارد و چنان چه گفته شد ابراهیم یزدی وزیرخارجه دولت موقت نیز این تسخیر را در حمایت از دولت موقت می دانست!

با گذشت زمان این افراد جرات پیدا کرده و چنان چه توانستند همانند نهضت آزادی در ادامه دفاع مقدس تشکیک ایجاد کرده و مشروعیت آن را زیر سوال برند در ضرورت تسخیر لانه جاسوسی نیز اما و اگر روا داشته و از موافقت اولیه خود پا پس کشیدند.

از این روی می توان تغییر نظر افراد و شخصیت ها را به دو گونه متفاوت تحلیل و تفسیر کرد، افرادی چون مرحوم هاشمی رفسنجانی و منتظری از گفته ها و کرده های دیروز خود پشیمان شدند ، منتظری به صراحت از گذشته خود طلب عفو کرد و در این زمینه حتی مصاحبه هایی نیز با برخی رسانه های داخلی و خارجی ترتیب داد ولی هاشمی رفسنجانی تا لحظه آخر از این سخن می گفت که من تغییر نکرده ام بلکه این دیگرانند که باید پاسخ دهند نظرشان عوض شده است!

دسته دوم نیز افرادی هستند که از همان لحظه نخست تسخیر لانه جاسوسی به این رویداد و حماسه اعتقادی نداشته اند ، آنان نان به نرخ روزخورهایی بودند که کاسبی آن روزشان در موافقت با حرکت مردم و این روزها در حرکت بر خلاف انقلاب معنی و مفهوم یافته بود و است و صد البته به این حقیقت نیز بایستی اشاره کرد که برخی سازمان ها و گروه ها علاوه بر این که به جهت نان به نرخ روز خوری حامی تسخیر بوده اند نیم نگاهی به آینده یعنی باز بودن روزنه نفوذ نیز داشته اند ، گروهک نفاق را می توان در زمره این تشکل ها دانست که در روزهای اولیه پس از تسخیر لانه جاسوسی در پیامی خطاب به امام خمینی (ره) تاکید کرد : « اکنون که انقلاب رهایی بخش اسلامی و ضد امپریالیستی ایران در مسیر حقیقی مردمی خود مجددا اوج گرفته و برآن است تا ریشه های استعماری و آمریکایی شاه خائن را از برانداخته و راه هرگونه بازگشت را بر آن ها سد کند فرزندان مجاهد شما [!] که اکیدا خواستار ادامه رسالت ضد استعماری شما هستند جان های ناچیز خود را که کمترین فدیه رهایی این میهن و این خلق و مکتب است بر کف گرفته و آمادگی نثار کردن آن ها را با همه توانایی های ناچیزتر سیاسی و نظامی شان اعلام می دارند…به انتظار فرمان قاطع امام در ریشه کنی همه بنیادهای امپریالیستی و صهیونیستی»(4)

منافقین تلاش داشتند تا با ظاهرسازی انقلابی برخی جوانان ساده دل را بفریبند و از سوی دیگر راهی به درون نهادهای تاثیر گذار داشته باشند، این گونه مواضع انقلابی و همسو با حرکت مردم را بایستی در این راستا ارزیابی کرد.

پی نوشت

  1.  مشروح مذاکرات مجلس ، ۱ بهمن ۱۳۵۹
  2. اطلاعات ، ۱۹آبان ۱۳۵۸، صفحه ۱
  3. طلاعات ، ۱۵ آبان ۱۳۵۸ ، صفحه ۲
  4. نشریه مجاهد ، دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۵۸،سال اول ، شماره ۱۰ ، صفحه ۱۲

 

منبع : ماهنامه نماینده

 

مطالب مرتبط

 

در چرایی تغییر مواضع برخی حامیان اولیه تسخیر لانه جاسوسی
جلساتی که گزارش آن در اختیار سفارت آمریکا قرار می گرفت!
بازی بُرد بُرد مصدق با آمریکا چگونه به کودتا منتهی شد؟!
۵۳ موافق ، ۸ مخالف و ۴ ممتنع ؛ موافقان و مخالفان یک اصل مترقی
اختلال در ستاد مرکزی فرهنگ و سیاست چگونه دانشجویان را به حرکت واداشت!

پاسخ دهید

ایمیل شما به صورت خصوصی می باشد و نمایش داده می شود. Required fields are marked *

*

10 + 3 =

WpCoderX