خواهر دوقلوی شاه ۲۳ ؛ شادمان از غم مردم / روزی که اشرف زلزله طبس و کشتار مردم را به برادر تاجدارش تبریک گفت !

نقش اشرف در بركناري نصيري
آلبرتو بليچي در ادامه به علل بركناري نصيري(۱۱۷) از رياست ساواك مي پردازد و ادعا مي كند: « اشرف پهلوي» در بركناري او دخالت مستقيم داشته است: «در يك ميهماني خصوصي اشرف، عده اي از زيبايي و. . . اشرف تعريف مي كردند و هر كس به فراخور حال و تملق مطالبي مي گفت و اشرف از اينكه جاذبه جنسي او تأييد مي شود لذت مي برد. نوبت به نصيري كه رسيد، در همان حالت مستي و نئشه ترياك به اشرف گفت: شما به نظر من در موارد مختلف جزو سكسي ترين زنان مي شويد يكي همين حالا كه من نئشه هستم و يكي وقتي. . . مثل روزهاي مرداد و شهريور سال .۳۲ . . حرف نصيري موجب خنده عده زيادي شد، اما اشرف از اين تعريف او خوشش نيامد و ليوان ويسكي نيم خورده خود را به صورت نصيري پاشيد كه از اين حركت او همه ميهمانان خنديدند و هم خودش خنديد، اما نصيري در ته دلش ناراحت شد، يعني ترسيد كه اشرف از اين موضوع كينه اي به دل بگيرد و سد پيشرفت او بشود. در مورد كنترل تلفن هاي دربار نيز نصيري از ترس اشرف پيشنهاد خود را مطرح نكرد، ولي اين را مي دانست كه عياشي هاي افراد دربار موجب شده كه بعضي اطلاعات امنيتي درز كند، با اين وصف نصيري از ميان گروه ۳۲ نفري مأمور بازرسي نوارهاي ضبط شده تلفن كه هر روز گزارش كار را به او مي دادند از دو نفر مورد اعتماد خود خواسته بود كه تلفن اشرف را هم روي نوار بياورند. . . نصيري از نوار مكالمه اشرف فهميد كه او عاشق يك مرد جوان ارمني شده. . . دو روز بعد اشرف متوجه شد كه معشوق ارمني او بازداشت شده و وقتي علت بازداشت او را پرسيد، معلوم شد كه در خانه اش نامه دوستانه چند تن از اعضاي كنفدراسيون پيدا شده و بعد به او خبر دادند كه تلفن او هم از طرف ساواك كنترل مي شود. بلافاصله نصيري را احضار كرد و جريان را پرسيد. وقتي از زبان نصيري شنيد كه جريان به خاطر حفظ امنيت كشور است و حقيقت دارد، بلافاصله سيلي محكمي به گوش او زد و با فرياد و فحاشي گفت تو ذاتاً جاسوس هستي، ولي جاسوسي كار من به تو نيامده، مادر. . . به تو نشان خواهم داد، پس از اين حادثه اشرف دست به كار شد. او به شاه قبولاند كه نصيري از شدت قدرت دارد منفجر مي شود و وقتش رسيده است كه از مقام رياست ساواك عزل شود. . . و نصيري را از پست ساواك برداشت. »(118)
اشرف از تازيانه زدن به آدم ها لذت مي برد
نويسنده در ادامه اين پاورقي به سراغ يكي از معشوق هاي ايتاليايي «اشرف» رفته و خاطرات او را در زمان رابطه با وي انعكاس مي دهد، جوانك ايتاليايي مي گويد: « او به مواد مخدر و مشروب سخت علاقه مند بود و هميشه دوست داشت كه عده اي زن و مردم دور و برش باشند. . . خود او به من گفته بود كه از مصرف ال. اس. دي هم وحشتي ندارد! اولين شبي كه من در ضيافت شبانه او شركت كردم، صحنه هاي عجيبي ديدم كه بعضي هايش به خواب و خيال و رؤيا بيشتر شبيه است. مثلاً آن شب من ديدم كه اشرف لباس تنگ و چسبان اسب سواري پوشيده و در لحظاتي كه زن ها و مردها از نئشه ترياك و حشيش و الكل از خود بي خود شده و در هم مي لوليدند او با يك شلاق آنها را كتك مي زد و فحش مي داد و غش غش مي خنديد، هيچ يك از زن ها و مردهايي كه شلاق مي خوردند، اعتراض نمي كردند، اغلب آنها كاملاً برهنه بودند. . . من در يك لحظه فكر كردم كه در واقع اين زنان و مردان از خود بي خود هستند كه شاهزاده خانم را به چنين فساد و كثافتي تشويق مي كنند. . . آن شب اشرف شلاقي به من هم زد كه سخت عصباني شدم و خواستم به صورت قهر از كاخ او خارج شوم كه يك دفعه ديدم گردن بند دو ميليون ليره اي اش را باز كرد و به من هديه داد. هديه او زانوهايم را سست كرد. . . »(119)
ابراز شادي از وقوع زلزله در ايران
نويسنده در ادامه ضمن ابراز شگفتي از شادي «اشرف» از وقوع زلزله در «طبس»، نوار مكالمه «اشرف» و «محمدرضا» كه از طريق رابط خود در ساواك به دست آورده را به درج مي سپارد، جايي كه اشرف در كمال شقاوت و بي رحمي حادثه زلزله طبس را به برادر تاجدارش تبريك مي گويد:
«اشرف: داداش من براي شما يك خبر خوب دارم، يك مژده. . .
شاه: چيه اين خبر؟ چي شده؟!
اشرف: (با هيجان) زلزله اومده، طبس با خاك يكسان شده. . .
شاه (با تعجب): اين كه مژده نداره!
اشرف: چرا مژده نداره داداش؟! كشتار آنقدر زياده كه هم مذهبي ها و هم كمونيست ها چه بخواهند چه نخواهند بايد به آنها برسند. . . شاه (كمي خوشحال): مگر چقدر كشته شدند؟
اشرف: خيلي، خيلي زياد (با هيجان) داداش تو خوشحال نيستي؟
شاه (مأيوس): نه گمان نمي كنم با خبر اين زلزله شورش متوقف بشه. ولي تو راست ميگي، زلزله همه رو مشغول مي كنه، ما مي تونيم فوري دست به كار بشيم.
اشرف (با خوشحالي): ديدي گفتم داداش. . .
شاه: خبر كي به تو رسيد؟
اشرف (با هيجان): «همين الان، مژده هم دادم، شما هم بايد به من مژدگاني بدهيد. »(120)
اين مكالمه كوتاه ماهيت پليد زني را افشا مي كند كه سال ها تحت عناوين «سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي»، «پيكار با بيسوادي» والخ توسط مطبوعات وابسته رژيم شاه به عنوان انساني نوع دوست، خيّر، فداكار و مدافع حقوق بشر معرفي مي شد، چنانكه حتي در سازمان ملل به عنوان نماينده ايران حضور مي يافت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱۱۷- ارتشبد نعمت الله نصيري سال ها بر ساواك جهنمي شاه رياست كرد و سرانجام پس از پيروزي انقلاب اسلامي به كيفر اعمالش رسيد.
۱۱۸- هفته نامه جوان، شماره ۱۶، مورخه ۱۵/۱/۱۳۵۸، صص ۲۱-.۲۰
۱۱۹- همان ، مورخه ۲۴/۱/۱۳۵۸، ص .۳۲
۱۲۰- همان ، مورخه ۲۴/۱/۱۳۵۸، ص .۳۲

منبع : کیهان

مطالب مرتبط

اشرف پهلوي -۱ خواهر دوقلوي شاه

خواهر دو قلوی شاه (۲) ؛ جرثومه فساد

خواهر دوقلوی شاه – ۳ ؛ حكومت معتادان!

خواهر دو قلوی شاه ۴ ؛ داستان چمدان هاي خالي!

خواهر دوقلوی شاه ۵ ؛ والاحضرت قاچاقچي!

خواهر دوقلوی شاه -۶ هرويين تكذيب مي شود!

خواهر دوقلوی شاه -۷ والاحضرت توسط پليس دزديده شد!

خواهر دوقلوی شاه ۸ ؛ فضاسازي مطبوعات درباري

خواهر دوقلوی شاه ۹ ؛ جنگ گانگسترها

خواهر دوقلوی شاه ۱۰ ؛ ازدواج و هوس بازي هاي والا حضرت

خواهر دوقلوی شاه ۱۱ ؛ والاحضرت و ازدواج زوركي

خواهر دوقلوی شاه ۱۲ ؛ سوابق فساد

خواهر دوقلوی شاه ۱۳ ؛ روابط اشرف با پادشاه مصر

خواهر دوقلوی شاه ۱۴ ؛ زندگي آشفته خانوادگي

خواهر دوقلوی شاه -۱۵ والاحضرت دربه در به دنبال عشق !

خواهر دوقلوی شاه ۱۶ ؛ سومین همسر !

خواهر دوقلوی شاه ۱۷ ؛ اشرف فوزیه را فراری داد !

خواهر دوقلوی شاه ۱۸ ؛ ثريا هم سرنوشت با فوزيه

خواهر دوقلوی شاه ۱۹ ؛ ورود فرح به دربار و موضع اشرف

خواهر دوقلوی شاه ۲۰ ؛ جرثومه فساد

خواهر دوقلوی شاه ۲۱ ؛ ماجراي پرويز راجي

خواهر دوقلوی شاه ۲۲ ؛ رسواي خاص و عام

پاسخ دهید

ایمیل شما به صورت خصوصی می باشد و نمایش داده می شود. Required fields are marked *

*

19 + 20 =

WpCoderX