بازی بُرد بُرد مصدق با آمریکا چگونه به کودتا منتهی شد؟!

تحولات در روابط میان ایران و آمریکا در بیش از یک قرن گذشته به خوبی نشان از آن دارد که ایالات متحده در طول این مدت هرگز به دنبال روابط دو جانبه مبتنی بر آن چه  که بعضی ها از آن با عنوان پرطمطراق بُرد بُرد یاد می کنند نبوده است، آمریکا به فرموده رهبر معظم انقلاب در دیدار پنجشنبه ۱۱ آبان سال جاری با دانش آموزان و دانشجویان به دنبال « نوکر و توسری خور » بوده  و هست.

رهبر معظم انقلاب در این دیدار تاکید کردند : « آمریکایی ها حتی به امثال دکتر مصدق هم راضی نمی شوند، آنها نوکر و توسری خور و سرسپرده می خواهند تا مثل دوران محمدرضا پهلوی بر کشور مهم و پرمنفعت ایران حکومت کنند»

در تاریخ معاصر شخصیت های فراوانی داشته ایم که معتقد بوده اند می توانند با آمریکا یک بازی دو سر بُرد را پی بگیرند ، هم منافع آمریکا در این میان تضمین شود و هم ایران بتواند برنامه های خود را پیش برده و در رقابت های بین المللی با کارشکنی اروپای پیر مواجه نشود.

نمونه و مصداق این شخصیت ها مصدق در ایران و محمد مرسی در مصر بودند، این دو شخصیت گمان می کردند می توان به آمریکا اعتماد کرد ولی در نهایت با شکست روبرو شده و با خفت به زندان رفتند تا منتظر روز مرگ و نیستی خود باشند.

مصدق فکر می کرد می تواند با مُهره آمریکا انگلیس را در ماجرای ملی شدن صنعت نفت مهار کند ولی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آب سردی بود بر روی این پندار و تخیل.

دکتر محمد مصدق دردیدار با آورل هریمن درحاشیه سفر به آمریکا.درتصویر اللهیار صالح وکاظم حسیبی نیز دیده می شوند

آمریکا به دنبال یک حکومت مستقل که در روابط دیپلماتیک خود با سایر قدرت ها به دنبال منافع خود باشد نیست ، پهلوی از آن رو برای آمریکا ارزش و اعتبار داشت که دال مرکزی سیاست خارجی آن حفظ منافع آمریکا در منطقه بود.

شاه علیرغم اینکه در جلسات خصوصی نسبت به نوع واکنش تحقیرآمیز غربی‌ها نسبت به خواسته‌ها و نیازهای خود واکنش از سر ناراحتی و عجز نشان می‌داد ولی بلافاصله که اندک عطوفتی از آنان می‌دید مراتب ارادت را بروز می‌داد به عنوان نمونه شاه افسرده و سرخورده از مداخلات غربی‌ها بلافاصله پس از دعوت خانواده ژنرال آیزنهاور در سال ۱۹۶۹ برای گفت‌و‌گو با مقامات جدید آمریکا و اظهار دوستی به این کشور می‌رود.

شاه در این سفر به اندازه‌ای به مقامات جدید آمریکا التماس می‌کند که قابل وصف نیست، به روایت اسدالله علم: «شاه از آمریکایی‌ها خواست مزایای دوستی با ما را در نظر بگیرند و تاکید کرد ایران ترجیح می‌دهد از نفوذ شوروی مصون باشد. ایران دوست غرب و به قدر کافی نیرومند است که بتواند استقلال و حاکمیت خود را حفظ و از منافعش دفاع کند و در نتیجه قادر است از منافع دوستان غربی خود نیز دفاع کند.»(1)

«تاج الملوک پهلوی» در خاطرات خود با اشاره به این واقعیت که بسیاری از مقامات اطراف شاه نوکر اجنبی بوده اند می‌گوید: «گاهی به محمدرضا می‌گفتم چرا با علم به اینکه می‌دانی این پدرسوخته‌ها نوکر اجنبی هستند آنها را اخراج نمی‌کنی؟ محمدرضا می‌گفت: چه فایده‌ای بر اخراج آنها مترتب است؟ این‌ها را اخراج کنم ده‌ها نفر دیگر را اطرافم قرار می‌دهند. بگذارید این‌ها باشند تا خیال دولت‌های خارجی از حسن انجام امور در ایران راحت باشد!»(2)

خاطرات رجال عصر پهلوی به خوبی این واقعیت را نشان می دهد که آمریکا در روابط خود با ایران به دنبال یک رژیم توسری خور و در یک کلام نوکر بوده است که حافظ منافع غرب و به ویژه ایالات متحده بوده و در برنامه ریزی های خود قبل از آن که منافع ایران را در نظر بگیرد به دنبال تامین خواسته های آن باشد.

با این حساب می توان دلیل عصبانیت و خروش مردم ایران پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی علیه آمریکا را فهمید ، مردم بارها بر این نکته تاکید کرده بودند که پس از شاه نوبت آمریکا است ولی دولت موقت به فکر دیگری بود ، دیدار بازرگان نخست وزیر دولت موقت با برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا و نیز ارتباط برخی اعضای دولت با آمریکا از جمله عباس امیرانتظام، حسن نزیه و …نمودهای بیرونی این کج فهمی و حتی خیانت بوده است.

این تساهل و تسامح در رابطه با آمریکا سبب شده بود که ماموران سیا که نقش دیپلمات در لانه جاسوسی را بازی می کردند به فکر طر ح هایی برای غارت نفتی ایران باشند ، در یکی از اسناد لانه جاسوسی آمده است : «نفت کشور باعث درآمد قابل توجهی می باشد. در سطح کنونی قیمت های نفت ، ایران احتمالا در حدود ۱۸ الی ۲۰ میلیارد دلار در سال مالی آینده درآمد خواهد داشت. علاوه بر آن ذخیره های ارزی ، حدود ۱۰ میلیارد دلار دیگر را تامین می کند.مهمترین عمل بازرگانی برای آمریکا در ایران کمک به مؤسسات آمریکایی برای دوباره سازی یک بازار قوی برای محصولات خود می باشد.»

در سند فوق تصریح شده است : « این سند آغازگر یک چارچوب برای مذاکره راجع به طرح بازرگانی مذکور بین وزارت کشاورزی و بازرگانی و پست در آمریکا در فاصله های ۴ ماهه می باشد. گزارش این مذاکرات یک زمینه مناسب برای کار کارمندان دولت آمریکا در رابطه با زیادکردن صادرات آمریکا به ایران و برای دردست گرفتن کنترل بازار محصولات در حوادث آینده می باشد.»(3)

چنان چه دیده می شود همزمان با دیدارهای اعضای دولت موقت با مقامات آمریکایی و نیز رابطه برخی شخصیت ها از جمله عباس امیرانتظام با سفارت این کشور ، آمریکا به دنبال غارت ۳۰ میلیارد دلاری ایران بوده است، اسناد فراوان نشان می دهد که آمریکا هرگز در روابط خود با کشورهای ضعیف منافع آنان را در نظر نگرفته است، تلاش برای سرنگونی مصدق با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سکوت و یا همکاری فعال با ارتش مصر برای سرنگونی مرسی رئیس جمهور منتخب این کشور همه نشان از آن دارد که بازی بُرد بُرد با واشنگتن هرگز به نتیجه دلخواه امیدواران نمی رسد.

پی نوشت ها

 

  1. اسدالله علم ، گفت و گوهای من و شاه ، جلد ۱ ، صفحه ۷۰
  2. خاطرات تاج الملوك ، تهران ، ۱۳۸۰ ، نشر به آفرين ، صفحه ۳۸۳
  3. اسناد لانه جاسوسی ، جلد ۱ ، صفحه ۶

 

منبع : ماهنامه نماینده

 

مطالب مرتبط

 

در چرایی تغییر مواضع برخی حامیان اولیه تسخیر لانه جاسوسی
جلساتی که گزارش آن در اختیار سفارت آمریکا قرار می گرفت!
بازی بُرد بُرد مصدق با آمریکا چگونه به کودتا منتهی شد؟!
۵۳ موافق ، ۸ مخالف و ۴ ممتنع ؛ موافقان و مخالفان یک اصل مترقی
اختلال در ستاد مرکزی فرهنگ و سیاست چگونه دانشجویان را به حرکت واداشت!

پاسخ دهید

ایمیل شما به صورت خصوصی می باشد و نمایش داده می شود. Required fields are marked *

*

هشت + هفت =

WpCoderX