نماینده ای که هرگز به مجلس نرفت ؛ احمد مدنی : جای من در این مجلس نیست !

عباس امیر انتظام در نامه ای از آیت الله مکارم شیرازی ، شیخ علی تهرانی و گلزاده غفوری خواست که وکالت او را در جریان محاکمه اش قبول کنند .

۳ فروند هواپیمای عراقی به خاک ایران تجاوز کرده و محل فرستنده تلویزیون نخجیر را مورد هدف قرار دادند که بلافاصله ضد هوایی های مستقر در این منطقه روی آنها آتش گشوده و در نتیجه این جنگنده ها مجبور به فرار از خاک ایران شدند .

 دادستانی انقلاب اسلامی در اطلاعیه ای با اشاره به محاکمه تقی شهرام تاکید کرد : اتهام محمد تقی شهرام مخالفت و انشعاب از سازمان مجاهدین خلق نبوده بلکه صدور فرمان قتل عده ای از مسلمانان مبارز در دوره طاغوت می باشد .

در پی اخطار کتبی رئیس مجلس شورای اسلامی به احمد مدنی به منظور حضور در مجلس و دفاع از اعتبار نامه خود وی طی نامه ای از شرکت در صحن علنی مجلس انصراف خود را اعلام کرد .

دکتر وحیده طالقانی فرزند آیت الله طالقانی در مصاحبه ای گفت : پدرم امام را اولی الامر و اطاعت از ایشان را واجب می دانستند .

به دنبال افشای کمک ۹ میلیاردی ناتو به قاسملو غنی بلوریان گفت : من به جماعت قاسملو هیچ گونه اعتمادی ندارم .

امیرانتظام سه وکیل به دادگاه معرفی کرد

عباس امیر انتظام در ارتباط با مصاحبه مطبوعاتی و رادیو و تلویزیونی آیت الله قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی نامه ای به این دادستانی ارسال داشته و درخواست کرده است که ترتیبی داده شود تا پاسخ وی به مصاحبه مطبوعاتی دادستان کل انقلاب در جراید درج شود.

بر اساس این گزارش چون قرار است محاکمه عباس امیر انتظام پس از انجام محاکمه تقی شهرام و سعادتی صورت گیرد امیرانتظام در این نامه از آیت الله مکارم شیرازی ، شیخ علی تهرانی و گلزاده غفوری خواسته است که وکالت او را در جریان محاکمه اش قبول کنند . (۱)

پاسخ آتشبارهای ایران به تهاجم جنگنده های عراقی

حملات نیروهای عراقی به خاک ایران در روزهای گذشته شدت گرفته است و در این راستا از ساعت ۱۲ پریشب بار دیگر نیروهای مزدور ارتش عراق با استفاده از توپخانه و دیگر سلاح های سنگین و سبک پاسگاه های مرزی شور شیرین و انجیره و پایگاه های مستقر در این مناطق را مورد حمله قرار دادند .

نیروهای ژاندارمری ، ستون عملیات ارتش ، بسیج ملی و همچنین سپاه پاسداران به این حملات پاسخ دادند و بر اساس گزارشات رسیده در این درگیری ها خساراتی به طرف ایرانی وارد نشده است . (۲)

خبر دیگر این که ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه دیشب ۳ فروند هواپیمای عراقی به خاک ایران تجاوز کرده و محل فرستنده تلویزیون نخجیر را مورد هدف قرار دادند که بلافاصله ضد هوایی های مستقر در این منطقه روی آنها آتش گشوده و در نتیجه این جنگنده ها مجبور به فرار از خاک ایران شدند . (۳)

اطلاعیه دادستانی انقلاب در مورد محاکمه تقی شهرام

دادستانی انقلاب اسلامی در اطلاعیه ای با اشاره به محاکمه تقی شهرام تاکید کرد : بارها از مردم خواسته ایم که هر گونه شکایت و یا اطلاعی از پرونده نامبرده دارند در اسرع وقت در اختیار دادستانی قرار دهند و متاسفانه در بین موارد بسیار همکاری مردم در این زمینه حتی یک مورد همکاری از جانب اعضای مجاهدین خلق دیده نشده است و حال آنکه طبق اعتراف سازمان مزبور این سازمان موجد کلیه اطلاعات مکفی از وضعیت متهم می باشند .

در ادامه این اطلاعیه آمده است : اتهام محمد تقی شهرام مخالفت و انشعاب از سازمان مجاهدین خلق نبوده بلکه صدور فرمان قتل عده ای از مسلمانان مبارز در دوره طاغوت می باشد و لذا مورد خاصی برای دفاع از سازمان مزبور وجود ندارد البته چنان چه مواردی از طرف متهم عنوان شود خارج از مقوله اتهام باشد مسئولیت آن بر عهده دادستانی نخواهد بود .

در بخش دیگری از این اطلاعیه تاکید شده است : دادستانی انقلاب اسلامی حضور نماینده سازمان مجاهدین در کلیه مراحل تحقیق و محاکمه را عملی خلاف قانون و در عین حال غیرضروری دانسته و در این رابطه نمی تواند امتیاز خاصی برای سازمان مجاهدین خلق قائل شود .

در این اطلاعیه همچنین دادستانی تصریح کرده است «محمد تقی شهرام پس از پیروزی انقلاب اسلامی چند ملاقات خصوصی و مخفی با کادر رهبری سازمان مجاهدین خلق داشته است و اگر قصد همکاری و خدمتی از جانب سازمان مزبور وجود داشت معرفی وی به مقامات مسئول به راحتی امکان پذیر بود .  (4)

احمد مدنی : جای من در این مجلس نیست !

در پی اخطار کتبی رئیس مجلس شورای اسلامی به احمد مدنی به منظور حضور در مجلس و دفاع از اعتبار نامه خود وی طی نامه ای از شرکت در صحن علنی مجلس انصراف خود را اعلام کرد .

در این نامه آمده است : من از همان روزهای نخست پی بردم که جای من در این مجلس نیست و از این روی در جلساتش شرکت نجستم و دیگر هم شرکت نخواهم کرد . (۵)

وحیده طالقانی : پدرم امام را اولی الامر و اطاعت از ایشان را واجب می دانست

دکتر وحیده طالقانی فرزند آیت الله طالقانی در مصاحبه ای گفت : پدرم امام را اولی الامر و اطاعت از ایشان را واجب می دانستند .

وی ادامه داد : از آن زمان که امام نظرشان را در مورد مجاهدین خلق بیان کردند اینها دچار یک انزوای سیاسی شدند و برای فرار از این انزوا دست به یک سری بازی های سیاسی در سطح جامعه زده اند .

طالقانی گفت : پدرم همه را از گروه گرایی برحذر داشته و به سوی امام دعوت می کرد ، پس این گروه های به اصطلاح خلقی پیرو طالقانی نبوده و نیستند .

وحیده طالقانی در ادامه این مصاحبه تصریح کرد : پدرم گاهی اوقات می گفتند «سخنان امام طوری است که آدم فکر می کند که به ایشان وحی یا الهام می شود » ولی این گروه ها که خود را منسوب به پدرم می کنند در همه جا پا جای پای کمونیست ها می گذارند .

وی همچنین گفت : پدرم در سخنرانی های نمازجمعه به حزب دمکرات و کسانیکه آتش افروزی می کنند حمله می کرد ولی این گروه ها از جمله مجاهدین آنها را گروه های مترقی نامیده و همیشه از عملکرد آنها دفاع کرده اند . (۶)

بلوریان : هیچ اعتمادی به قاسملو ندارم

به دنبال افشای کمک ۹ میلیاردی ناتو به قاسملو غنی بلوریان گفت : من به جماعت قاسملو هیچ گونه اعتمادی ندارم .

این عضو اصلی حزب دمکرات که نزدیک به یک ماه پیش به همراه ۶ نفر دیگر از اعضای کادر مرکزی این حزب به دلیل عملکرد ضد انقلابی حزب و تماس رهبری آن مخصوصا قاسملو با رژیم بعث عراق و سرسپردگان فراری رژیم سابق و نیز جای دادن افسران وابسته به شاه سابق و مخلوع و بختیار در بین خود از این حزب انشعاب کرده اند .

بلوریان در این مصاحبه قاسملو را یک ناسیونالیست با افکار تنگ نظرانه خواند که  دچار طرز فکر ماکیاولیستی شده است و برای رسیدن به مقصد دست دوستی به هر کس و گروهی می دهد . (۷)

پی نوشت

[۱] اطلاعات ، ۱۹ تیر ۱۳۵۹ ، صفحه ۲ ، روز ۲۶ اسفند ۱۳۵۹ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست آیت الله محمدی گیلانی تشکیل جلسه داد. مهندس بازرگان با انگیزه حمایت از امیرانتظام در این دادگاه حضور یافت و برخی دیگر از اعضای دولت موقت نیز در جلسات بعدی برای ادای توضیحات احضار شدند. امیرانتظام در دومین جلسه دادگاه خواستار وکیل شد و آیت الله مکارم شیرازی، گلزاده غفوری، شیخ علی تهرانی و احمد صدر حاج سید جوادی را به عنوان وکلای خود معرفی کرد که هیچ یک از این افراد وکالت وی را نپذیرفتند. دفتر آیت الله مکارم شیرازی نیز از طرح چنین درخواستی ابراز تعجب نمود و آنرا ناشی از عدم شناخت امیرانتظام از ایشان توصیف کرد. سرانجام حمید صادق نوبری به عنوان وکیل متهم تعیین شد. رک جاسوسی که طلبکار شد ،رجا نیوز به نقل از رمز عبور ، ۱۳ آبان ۱۳۸۹

[۲] اطلاعات ، ۱۹ تیر ۱۳۵۹ ، صفحه ۳

[۳] اطلاعات ، ۱۹ تیر ۱۳۵۹ ، صفحه ۲

[۴]جمهوری اسلامی ، ۱۹ تیر ۱۳۵۹ ، صفحه ۶ ، در سال ۱۳۵۴ که بیشتر رهبران سازمان در زندان به سر می بردند «تقی شهرام» یکی از اعضای بلندپایه مجاهدین از زندان ساری فرار کرد و به سازماندهی نیروهای پراکنده «مجاهدین خلق» پرداخت. وی به همراه چند تن دیگر از جمله «بهرام آرام» اطلاعیه ای موسوم به تغییر ایدئولوژی سازمان منتشر کرد که عقاید آن ها کمونیست شده و اعتقادات مذهبی خود را کنار گذاشته اند. رهبری سازمان در این دوره متشکل از ۴ نفر «تقی شهرام»، «بهرام آرام»، «حسین سیاه کلا» و «جواد قائدی» بود. پس از اعلامیه مواضع ایدئولوژیک سال ۱۳۵۴، مجاهدین مارکسیست با حفظ آرم سازمان و تغییر علائم و نشان گذشته، حذف آیات قرآن و تاریخ پیدایش سازمان و نیز افزودن مشت گره خورده به نشانه وابستگی به طبقه کارگر آرم جدیدی را برای خود تهیه کردند.عنوان سازمان، علی رغم مواضع جدید آن، هیچ تغییری نکرد و تمامی اعلامیه ها و جزوه های سازمان با عنوان سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر می شد. سازمان مواضع مارکسیستی را از هر جهت وارث هویت گذشته و نتایج مربوط به آن می دانست که از جمله به اسم سازمان می توان اشاره کرد و هیچ گونه حقی برای افرادی که هم چنان بر روی مواضع گذشته پافشاری می کردند، جهت استفاده از اسم سازمان و فعالیت تحت عنوان آن قائل نبود.  به دنبال انتشار جزوه ی بیانیه اعلام مواضع ایدئولوژیک اولین مشکلی که سازمان با آن روبه رو بود، مساله عضوگیری آن بود به دلیل آن که سازمان بسیاری از اعضای خود را به خاطر عدم پذیرش مارکسیست اخراج کرده بود و بیش از هر چیزی نیازمند جذب عضو برای خود بود و در این زمینه با مشکلات زیادی روبه رو بود بی اعتمادی افراد چپ دانشگاه ها به سازمانی که تا دیروز مذهبی بوده و الان مارکسیست شده و هنوز مواضع آن دقیقا روشن نیست، حساس شدن افراد نسبت به برخی اقدامات نادرست مانند نحوه ی برخورد با جریان مذهبی سازمان و عناصری چون شهید «شریف واقفی» و «صمدیه لباف» که این خود مانعی بر سر راه گرایش آنان به سازمان با مواضع جدید و فعالیت در آن بود از آن جمله اند. سازمان وقتی دید جذب نیرو زمان زیادی از آنان را می گیرد ملاک و معیار عضوگیری خود را تنزل داد و برای این کار تکیه ی اصلی اش بر پلیس نبودن افراد، اعلام آمادگی برای مبارزه و مخفی شدن و به طور کلی داشتن انگیزه  مبارزاتی بود. در یک کلام مهمترین مأموریتی که تقی شهرام برای خود‌ می‌شناخت مارکسیست کردن افراد بود. او ابتدا یکی از کادرهای مهم سازمان به نام ناصر جوهری را با خود همراه کرد و سپس به کمک وی برنامه‌ای گام به گام برای کنار گذاشتن ایدئولوژی التقاطی و برگزیدن ایدئولوژی مارکسیستی تدارک دید. این برنامه شامل کار روانی و ایجاد آمادگی روحی در افراد برای کنار گذاشتن مذهب، قطع آموزش‌های مذهبی و مطالعات اسلامی، جایگزینی متون تعلیمات مارکسیستی و طرح شبهات پیرامون اسلام در نشریات درونسازمانی بود.

با توجه به اطاعت کورکورانه‌ای که اعضا در نظام «مرکزیت دمکراتیک» از مسئولان سازمانی خود داشتند، مارکسیست کردن آنها چندان کار مشکلی نبود. بعد از تسلط کامل تقی شهرام بر سازمان، وی ضوابط پیچیده‌ای برای محافظت از خودش برقرار کرد. در تمام شبانهروز همیشه دو زن در کنار وی به عنوان محافظ انجام وظیفه‌ می‌کردند. سیمینتاج حریری، لیلا زمردیان، فاطمه میرزاجعفر علاف و محبوبه متحدین از جمله زنانی بودند که یا به طرز مرموزی به چنگ ساواک افتادند یا دچار افسردگی شدید و احساس ندامت برای از دست دادن همه چیز خود در راه امیال و هوسهای این مرد عجیب شدند و کارشان به خودکشی یا تصفیه سازمانی کشید.

تقی شهرام پس از چندی بدلیل انتقادات زیادی که بر نحوه کارش وارد شده بود بتدریج از مرکزیت سازمان کنار رفته و در سال ۵۶ به انگلیس رفت و در آنجا زندگی خود را در پی گرفت. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت که توسط مبارزان مسلمان شناسایی، دستگیر و در دادگاه انقلاب محاکمه و سرانجام اعدام شد. رک از «مجاهدین خلق» تا «منافقین» ، خبرگزاری فارس ، ۱۱ مهر ۱۳۹۱  ، علاوه بر ترور شریف واقفی شهرام در صدور فرمان قتل صمدیه لباف، محمد یقینی، علی میرزا جعفر علاف، جواد سعیدی، فرهاد صبا، فاطمه فرتوک زاده و (هر چند سازمان مرگ فاطمه فرتوک زاده را خودکشی و مرگ جواد سعیدی را به دلیل سل استخوانی توجیه می کرد) نیز نقش داشت .  رک سایت تسخیر [دانشجویان مسلمان پیرو خط امام ]

 

[۵] اطلاعات ، ۱۹ تیر ۱۳۵۹ ، صفحه ۲ ، احمد مدنی دومین وزیر دفاع دولت موقت، استاندار خوزستان و فرمانده نیروی دریایی بعد از انقلاب کسی بود که پس از عدم موفقیت در اولین انتخابات ریاست جمهوری و افشای روابطش با جاسوسان آمریکایی، به خارج کشور گریخت و همکاری خود با شاپور بختیار و شبکه افسران سلطنت طلب موسوم به «نقاب» را علنی ساخت. مسئله وابستگی های مدنی به عمال رژیم سابق از همان زمان که وی وزارت دفاع دولت موقت انقلاب را برعهده داشته بر سر زبانها افتاده بود و از سوی پاره ای از سازمانها و گروه ها اسنادی در این رابطه انتشار یافته بود ، بعد از انتصاب مدنی به استانداری خوزستان فعل و انفعالاتی در این منطقه از کشور صورت گرفت ، از یک سو مدنی تلاش می کرد با نمایش سرکوب بمب گذاران در تاسیسات نفتی خود را مردی قاطع و برقرار کننده امنیت معرفی نماید و زمینه ریاست جمهوری خود را فراهم کند در همان حال نیز که این نمایش روی صحنه بود بسیاری از ساواکیها و عناصر وابسته به رژیم سابق به گرد مدنی حلقه زده و پست های حساس استانداری را اشغال کرده بودند . در آن دوره کتابی در کشور منتشر شد که مدنی در آن به تمجید از رضا شاه پرداخته بود ، مدنی در صدد تکذیب محتوای این کتاب بر آمد ولی ممکن نشد ، همزمان با استانداری خوزستان مدنی فرماندهی نیروی دریایی را نیز بر عهده داشت ، وی با سوء استفاده از این سمت و با مانورهای پشت سر هم تلاش داشت تا خود را به عنوان تنها فرد شایسته برای سمت ریاست جمهوری در سطح جامعه معرفی کند ولی با انتشار اخباری مبنی بر ارتباط او با بختیار و آن هم بعد از تسخیر لانه جاسوسی عرصه را بر مدنی تنگ کرد . اسناد فراوانی از لانه جاسوسی درباره مدنی کشف شده بود که دیگر مجالی برای انکار باقی نمی گذاشت . در آن زمان نواری منتشر شد که پیش از سقوط رژیم پهلوی از مکالمات مدنی ضبط شده بود . وی در این نوار امام خمینی را به عنوان فردی معرفی کرده بود که بیخودی در سیاست دخالت می کند و از این که امام بختیار را نخست وزیر قانونی نمی داند اظهار گلایه کرده بود . بر اساس گزارشات ساواک مدنی جلسات متعددی در منزل مسکونی خود با شرکت دکتر علی امینی و شاپور بختیار داشته و اعضای کابینه ازهاری و بختیار پیوسته با او در تماس بوده اند . رک اطلاعات ، ۲۰ مرداد ۱۳۵۹، صفحه ۴

[۶] جمهوری اسلامی ۱۹ تیر ۱۳۵۹ ، صفحه ۱ ، رابطه‌ آیت‌الله طالقانی با مجاهدین خلق را می‌توان به ۳ دوره تقسیم کرد. دوره‌ی اول از تشکیل این سازمان توسط «حنیف‌نژاد» و «سعید محسن» تا کشته شدن حنیف‌نژاد است. در این دوران ایشان به دلیل اینکه احساس می‌کردند مشی این گروه اسلامی است از آن‌ها حمایت می‌کردند. دوره‌ی دوم از زمان کشته شدن حنیف‌نژاد تا اعلام تغییر مواضع ایدئولوژی و پذیرش مارکسیسم توسط مجاهدین است که آیت الله طالقانی از آن‌ها اعلام برائت می‌کنند و دوره‌ی سوم که دوره‌ی ارتباط یک طرفه‌ی مجاهدین، با وجود نفی آن‌ها از سوی آیت الله طالقانی است. در این دوره که بعد از انقلاب بوده است منافقین سعی داشتند تا با مصادره‌ی نام آیت‌الله طالقانی به نفع خود از محبوبیت ایشان سو‌ استفاده کنند. رک حشمت‌الله عزیزی (۱۳۸۸)، زندگی و مبارزات آیت‌الله طالقانی، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحه ۱۱۷

با این حال مواضع آیت‌الله طالقانی در خصوص عملکرد سازمان منافقین در بعد از انقلاب باعث بی‌نتیجه ماندن نقشه‌های آن‌ها برای سو استفاده از نام ایشان می‌شود. به عنوان مثال در موضوع دستگیری «مهدی سعادتی» به دلیل ارتباط با سفارت شوروی در حالی که منافقین با ایجاد جوّ روانی در صدد بودند تا او را آزاد کنند، آیت الله طالقانی طی اطلاعیه‌ی محرمانه‌ای به آن‌ها دستور می‌دهد که دست از بلوا و آشوب آفرینی بردارند. رک علی‌رضا ملایی توانی (۱۳۸۸)، زندگی‌نامه‌ی سیاسی آیت‌الله طالقانی، تهران، نشر نی، صفحه ۳۶۳

یکی دیگر از مواردی که منافقین در صدد برآمدند تا از آیت‌الله طالقانی سو استفاده کنند در جریان دستگیری فرزندان ایشان و ترک تهران از سوی وی در اعتراض به این مسئله بود. وقتی فرزندان آیت الله طالقانی دستگیر می‌شوند سازمان منافقین ضمن صدور اطاعیه ای  به جوسازی علیه نهادهای انقلاب و برگزاری راهپیمایی اقدام می‌کند با این حال آیت الله طالقانی با صدور بیانیه همه را به آرامش دعوت کردند و حمله به کمیته‌ها و نهادهای انقلابی تحت عنوان بازپس‌گیری فزرندانشان را مغرضانه توصیف کردند .

در حقیقت در این زمان منافقین در صدد بودند تا با جوسازی از آیت‌الله طالقانی یک رقیب سیاسی برای امام بتراشند اما با هوشیاری آیت الله طالقانی این اقدام آن‌ها شکست خورد. رک محمدحسین میر ابوالقاسمی (۱۳۸۹)، طالقانی و دگرگونی تاریخ، تهران، انتشارات قلم صص۳۵۵-۳۵۰

در واقع از آنجا که آن‌ها آگاه بودند که یکی از مهم‌ترین دلایل پیروزی انقلاب اسلامی رهبری روحانیت بوده است و می‌دانستند بدون توجه به روحانیت نمی‌توانند در جامعه جایگاهی داشته باشند از این رو با وجود عدم اعتقاد واقعی به روحانیت درصدد برآمدند تا با استفاده از نام آیت‌الله طالقانی برای خود محبوبیت ایجاد کنند. از طرفی همان‌طور که گفته شد این گروه‌ها که رهبریت امام خمینی(رحمت‌الله‌علیه) را در عمل قبول نداشتند تلاش می‌کردند در برابر ایشان جایگزین ایجاد نمایند.

در این راه آیت‌الله طالقانی یکی از شخصیت‌هایی بود که آن‌ها تلاش نمودند تا با ادعای پیروی از او و حتی «پدر» خواندنش او را به نفع خود مصادره کرده تا از این راه در برابر امام، جریان سازی کنند. مسئله‌ای که با هوشیاری طالقانی با شکست مواجه گردید

[۷] جمهوری اسلامی ، ۱۹ تیر ۱۳۵۹ ، صفحه ۴

پاسخ دهید

ایمیل شما به صورت خصوصی می باشد و نمایش داده می شود. Required fields are marked *

*

بیست − هشت =

WpCoderX