آیت الله هاشمی در برابر چه اتهام سنگینی از بهزاد نبوی دفاع کرد ؟! / این پرونده مسکوت است !

نماز جمعه امروز تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی در محل دانشگاه تهران برگزار شد .

آن چه امروز در ایران می گذرد برای همه جالب و باور نکردنی است ، در حالی که رئیس جمهور و نخست وزیر کشوری را ترور می کنند در طرف دیگر در همان لحظه سربازان در جبهه نبرد کوشاتر و فعالتر از روز گذشته حرکت کرده و مردم نیز در حالی که در محاصره دشمنان شرق و غرب قرار دارند چنین تشییع جنازه ای برگزار می کنند.

هاشمی در مورد رجایی گفت : او همیشه آماده کار بود ، نیمه شب و هر وقت کار پیش می آمد پای تلفن بود ، در همه جلسه ها و نشست ها شرکت می کرد و همین جلسه که در آن شهید شد جلسه ای بود که ضرورتی نداشت رئیس جمهور در آن شرکت کند ، جلسه ای بود که افراد سطح دوم و سوم در آن شرکت داشتند ولی ایشان می خواست از نزدیک بر کارها نظارت داشته باشند ، آن وقت بنی صدر به او می گفت : خشک سر !

آیت الله مشکینی در خطبه های نمازجمعه این هفته قم از مسئولان امر خواست در حفاظت مجلس تلاش بیشتری مصروف دارند.

دادگاه جزایی تونس امروز ۸۹ رهبر و عضو جنبش گرایش اسلامی آن کشور که تاکنون قانونا به رسمیت شناخته نشده اند را به زندان هایی از ۶ ماه تا ۱۱ سال محکوم کرد.

نیروهای امنیتی مصر بر روی هزاران تظاهر کننده مسلمان مصری آتش گشودند و با پرتاب گاز اشک آور سعی در پراکنده کردن آنان نمودند. حسنین هیکل روزنامه نگار برجسته مصری از جمله بازداشتی های امروز قاهره بود .

آن چه امروز در ایران می گذرد برای همه جالب است

نماز جمعه امروز تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی در محل دانشگاه تهران برگزار شد .

هاشمی رفسنجانی در خطبه اول ضمن بحث درباره جهاد گفت : مکتب های مجاهد پرور و شهید پرور این خاصیت یعنی مجاهدت و تلاش را در درون جهان بینی و ایدئولوژی خودشان دارند یعنی این امر به طور طبیعی و تصادفی در وجود انسان نهفته نیست که مجاهد باشد یا نباشد .

وی در بخش دیگری از خطبه های نمازجمعه تهران با اشاره به ترور شهیدان رجایی و باهنر گفت : آن چه امروز در ایران می گذرد برای همه جالب و باور نکردنی است ، در حالی که رئیس جمهور و نخست وزیر کشوری را ترور می کنند در طرف دیگر در همان لحظه سربازان در جبهه نبرد کوشاتر و فعالتر از روز گذشته حرکت کرده و مردم نیز در حالی که در محاصره دشمنان شرق و غرب قرار دارند چنین تشییع جنازه ای برگزار می کنند.

وی افزود : بروید تاریخ را بخوانید و ببینید در کجای دنیا سراغ دارید که با این همه مشکلات مجلسش در عرض دو روز کابینه را انتخاب و طبق مقررات به تصویب برساند و با آراء قاطع برای اولین بار کابینه کاملی را تعیین کند این در حالی است که در جبهه های جنگ سه لشکر در سه جبهه هماهنگ با دادن تلفاتی بسیار کم و وارد آوردن خساراتی زیاد به دشمن حمله می کنند و پیروز می شوند.

امام جمعه موقت تهران در ادامه سخنان خود با اشاره به تبلیغات دشمنان انقلاب اظهار داشت : این روزها دشمنان خیال می کردند با ارتکاب این جنایت بزرگ ایران یا سقوط می کند و یا یک قدم به طرف سقوط بر می دارد اما دیدیم که مجبور شدند دو سه بار اعتراف کنند و انجام مراسم تشییع جنازه دو شهید عزیزمان را با حضور بیش از یک میلیون تن ذکر نمایند.

خاطرات هاشمی از شهیدان رجایی و باهنر !

امام جمعه موقت تهران در خطبه دوم با اشاره به شهادت رجایی و باهنر گفت : ما نمی توانیم بگوئیم از دست دادن این دو شهید خسارت نبود ، بلکه خسارت بزرگی بود و هر فردی مانند این ها را از دست بدهیم باز هم خسارت است . ولی چون در راه خدا است با خواست خدا جبران می شود.

وی با ذکر خاطراتی از رئیس جمهور و نخست وزیر شهید گفت : کمتر کسی به اندازه من می تواند درباره شهید باهنر و شهید رجایی چیزی بداند ، از سال ۱۳۳۴ تقریبا همیشه با دکترباهنر بودم ، در روزهای اول ورودشان به قم با هم آشنا شدیم و نشریه ای به نام مکتب تشیع را با هم منتشر می کردیم در یک حجره با هم زندگی می کردیم اولین مقاله ای که دکتر باهنر در مکتب تشیع منتشر کرد آن چنان در حوزه علمیه قم درخشید که مورد توجه تمام صاحب نظران قرار گرفت.در تمام ۲۶ سال هر کاری که احتیاج به صبر داشت دوستان به آقای باهنر مراجعه می کردند ، معلم بسیار خوبی بود ، نویسنده فوق العاده خوش قلم و روان نویسی بود . مهمترین خدمتش نوشتن کتاب های تعلیمات دینی برای دانش آموزان مدارس بود.موسسه رفاه را من و آقای باهنر و آقای رجایی راه انداختیم .

وی افزود : شهید رجایی مردی عارف بود که خدا را واقعا شناخته بود و به راستی ایمان داشت مقاومتش در تمام دوره زندان بی نظیر است ما در تمام دوران مبارزه از سال ۱۳۴۱ تا ۵۷ کسی را نداریم که بیست و چند ماه در یک سلول بماند و مرتب زیر شکنجه باشد و حرفی نزند. بعد از ۱۳ ماه اسارت ایشان وقتی من به زندان رفتم دیدم بعد از این مدت شکنجه و سلول انفرادی تازه ناخن هایش را کشیده اند . زندان رفته ها می دانند که شکنجه در همان یکی دو هفته اول معمول بود که اگر کسی حرفی داشت می زد و الا پرونده اش را تکمیل کرده و او را به زندان عمومی می فرستادند.رجایی مردی با تقوا و زاهد بود و کسی بود که اگر امام تکلیف نمی کرد حاضر نبود با ماشین شخصی حرکت کند و اصرار داشت با اتوبوس از این طرف به آن طرف برود.همان طور که خانواده او این طور هستند.

بنی صدر به چه کسی می گفت خشک سر !

هاشمی در مورد رجایی گفت : او همیشه آماده کار بود ، نیمه شب و هر وقت کایر پیش می آمد پای تلفن بود ، در همه جلسه ها و نشست ها شرکت می کرد و همین جلسه که در آن شهید شد جلسه ای بود که ضرورتی نداشت رئیس جمهور در آن شرکت کند ، جلسه ای بود که افراد سطح دوم و سوم در آن شرکت داشتند ولی ایشان می خواست از نزدیک بر کارها نظارت داشته باشند ، آن وقت بنی صدر به او می گفت : خشک سر ! منطق بنی صدر ها همین است و منافقین خلق به چنین عنصری مرتجع می گویند اگر ارتجاع چنین آدم هایی را می پروراند چه بهتر که بگوئیم خدا و انبیا مرتجع اند.

هاشمی ادامه داد : آیا فکر می کنید مردم این نسل و نسل بعد حاضر بشوند کسی را که متهم به خون رجایی و باهنر است به عنوان مسئول حکومت بپذیرند؟ ضد انقلاب باید بداند هر قطره خون این شهیدان ما سیلی خواهد شد که جلوی راه آن ها را می گیرد و فکر نکنند این ها شاه و اشرف هستند که با کشتنشان راه برای آن ها باز بشود. این که می گویند منافق کور و در ظلمات گرفتار می شود این است .

پاسخ هاشمی به برخی شایعات در باره بهزاد نبوی !

هاشمی در ادامه با اشاره به شایعاتی که بعد از فاجعه دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی منتشر شد و بر اساس آن ادعا شده بود که « هاشمی و بهزاد نبوی پیش از انفجار به طرز مشکوکی جلسه را ترک کرده اند » و همچنین با اشاره به برخی نقل قول ها پس از انفجار دفتر نخست وزیری که بهزاد نبوی را مورد اتهام قرار می دهد گفت : به دنبال این شایعات اخیرا می شنویم که درصددند شخصیت بهزاد نبوی یکی از اشخاص معتبر این مملکت را در همین رابطه زیر سوال قرار دهند که تحقیقا به این نتیجه رسیده ایم که سرمنشا این جریان به لیبرالیسم و منافقین می رسد .[۱]

آیت الله مشکینی : مسئولان در حفاظت مجلس دقت کنند

آیت الله مشکینی در خطبه های نمازجمعه این هفته قم از مسئولان امر خواست در حفاظت مجلس تلاش بیشتری مصروف دارند.

وی گفت : ما به سران مملکت می گوئیم این ملت خیلی داغ دیده است و اگر اکنون نیز شما از حفاظت مجلس شورای اسلامی غفلت کنید و فردا نمایندگان ما هم با سرنوشت آن دو شهید مواجه شوند جواب این ملت را چه خواهید داد؟ ملت از شما می خواهد حفاظت مجلس را درست انجام دهید ، چون ما بیش از این تحمل داغ جوانان را نداریم . [۲]

رهبر جنبش اسلامی تونس به ۱۱ سال حبس محکوم شد

دادگاه جزایی تونس امروز ۸۹ رهبر و عضو جنبش گرایش اسلامی آن کشور که تاکنون قانونا به رسمیت شناخته نشده اند را به زندان هایی از ۶ ماه تا ۱۱ سال محکوم کرد.

بر اساس این خبر رشید غانوشی رهبر جنبش و ۱۵ تن دیگر به ۱۱ سال زندان و ابوانفاتح مورو دبیر کل جنبش و دو تن دیگر به ۱۰ سال زندان محکوم شدند.[۳]

محمد حسنین هیکل و دهها عالم مصری بازداشت شدند

نیروهای امنیتی مصر بر روی هزاران تظاهر کننده مسلمان مصری آتش گشودند و با پرتاب گاز اشک آور سعی در پراکنده کردن آنان نمودند.

تظاهر کنندگان که تعدادشان به هزاران نفر می رسید پس از شرکت در نمازجمعه مسجد نور به سوی کلیسای ارتدوکس راهپیمایی کردند تظاهرکنندگان با دادن شعارهایی خواستار آزادی ۵۵۰ تن از چهره های سیاسی و مذهبی شدند.

صد ها تن در ارتباط با حوادث امروز مصر از جمله تنی چند از روزنامه نگاران مشهور بازداشت شده اند.

حسنین هیکل روزنامه نگار برجسته مصری از جمله بازداشتی های امروز قاهره بود .

بازداشتی ها به سیاست های انورسادات معترض بودند.[۴]

پی نوشت

۱-اطلاعات ، ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ ، صفحه ۲ ، پرونده ترور شهیدان رجایی و باهنر از جمله مسائلی است که نام بهزاد نبوی در آن نمود بیشتری پیدا میکند .

ساعت ۳ بعدازظهر، جلسه شوراي امنيت ملي؛ حاضران: محمدعلي رجايي رئيس جمهور، محمد جواد باهنر نخست وزير، مسعود كشميري دبير شوراي امنيت بالاي ميز جلسه نشسته اند. تيمسار وحيد دستجردي كنار باهنر و بعد از او اخياني به جاي فرماندهي ژاندارمري كل نشسته، در كنار وي به ترتيب تيمسار كتيبه، سرورالديني معاون وزير كشور، خسرو تهراني از اطلاعات نخست وزيري، كلاهدوز قائم مقام سپاه يك طرف ميز بودند و طرف ديگر ميز تيمسار شرف خواه معاون نيروي زميني، سرهنگ وحيدي معاون هماهنگي ستاد مشترك، سرهنگ وصالي فرمانده عمليات نيروي زميني، و سرهنگ صفاپور فرمانده عمليات ستاد مشترك قرار دارند. ضبط صوت بزرگ كشميري كه مخصوص ضبط جلسات است، درست نزديك رجايي و باهنر قرار مي گيرد و در اثناي جلسه…

كشميري از ساختمان نخست وزيري و به تبع آن از كشور خارج مي شود اما يك گروه نام آشنا در دفتر اطلاعات نخست وزيري، اصرار دارند كه كشميري در جريان انفجار شهيد شده و از او فقط خاكستري مانده است!

سرهنگ كتيبه درباره واقعه روي داده مي گويد: « من موقع ورودم به اتاق كنفرانس مشاهده نمودم كه آن خائن از خدا بي‌خبر («كشميري») در حال ورود به جلسه است… قبل از همه مرحوم «شهيد وحيد دستجردي» گزارش وقايع هفته شهرباني را عنوان كرد… مرحوم كلاهدوز هم در آن جلسه از طرف سپاه پاسداران حضور داشت … در همين لحظات كه بحث و گفتگو در جلسه ادامه داشت من ناگهان احساس كردم همين‌طور كه روي صندلي نشسته بودم بي‌اراده سرپا ايستاده و تمام صورتم و مخصوصاً پيشانيم بشدت مي‌سوزد…مسئله‌اي كه براي من اهميت دارد، شدت انفجار بود كه ما صداي آن را در آن لحظه نشنيديم، وليكن پرده‌هاي گوش افرادي كه آنجا بودند تمام پاره شده بود…» رک هفته نامه سروش مورخ ۶/۸/۱۳۶۱

بهزاد نبوی روز حادثه را این گونه حکایت می کند: «روز حادثه من با مرحوم نوربخش یک دیدار داشتم. ساختمان نخست‌وزیری یک ساختمان L شکل بود که ما در طبقه چهارم در زاویه درونی L و در ضلع بلندتر بودیم. جلسه شورای امنیت در طبقه اول در یک سالن بزرگ و در قسمت کوتاه L بود. ما مشغول صحبت کردن بودیم که صدای انفجار آمد. سرمان را از پنجره بیرون بردیم دیدیم هنوز قطعات لباس و دود از سالن طبقه اول بیرون می‌آید. من چون عضو شورای عالی امنیت نبودم و هیچ گاه در جلسات آن شرکت نکرده بودم، اطلاعی از زمان و مکان تشکیل جلسات آن نداشتم و نمی‌دانستم انفجار مربوط به چیست، ولی مرحوم نوربخش اطلاع داشت و فریاد زد که طبقه اول جلسه شورای امنیت ملی هست و رجایی و باهنر هر دو توی جلسه هستند. از پله‌ها به پائین دویدیم. براساس جلسات دیگری نظیر جلسه هیأت دولت، که در این سالن برگزار می‌شد، من اطلاع داشتم که جای رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر در کجای میز است. قبل از اینکه به آن محل برسم، شهید کلاهدوز و آقای تهرانی را دیدم که جراحات مختصری برداشته و در حال خروج از سالن بودند. آقای تهرانی به من گفت: من مشکلی ندارم برو سراغ رجایی و باهنر. از در ورودی سالن دیگر نمی‌شد وارد شد، چون آتش و دود اجازه نمی‌داد، لذا قصد کردم از روی دیوار اتاق بغلی که در اثر انفجار فرو ریخته بود، وارد سالن شوم، که باز هم به خاطر دود و آتش امکان‌پذیر نبود. به کسانی که آنجا بودند گفتم نردبان بیاورید از پنجره بیرون وارد شویم اما چون ارتفاع طبقه اول زیاد بود، باید اتومبیل آتش نشانی می‌آمد.

۱۰ دقیقه‌ای طول کشید تا آتش نشانی آمد. مرحوم چهپور- رئیس شرکت واحد آن زمان- از پله‌ها رفت بالا، من و پسر شهید رجایی توی حیاط ریاست جمهوری بودیم. مرحوم چهپور اشاره کرد که کار تمام است و متأسفانه رجایی و باهنر هر دو سوخته‌اند.

چون ساختمان نخست‌وزیری آتش گرفته بود، حفاظت مرا به دفتر آقای رفسنجانی در مجلس هدایت کرد. هیأت دولت بلافاصله در دفتر آقای هاشمی تشکیل جلسه داد. قرار بود فردای آن روز حصر آبادان توسط رزمندگان شکسته شود. در جلسه دولت مطرح شد برای اینکه بچه‌های جبهه روحیه خود را از دست ندهند موضوع برملا نشود. قرار شد من به عنوان سخنگوی دولت مصاحبه کنم. همان جا هماهنگ کردند که یک گروه صدا و سیما بیاید و مصاحبه بگیرد. من در جلسه هیأت دولت مصاحبه کردم. دفعه اول اعضای دولت و آقای هاشمی گفتند مصاحبه مناسب نبود. چهره‌ات متأثر و مشخص کننده وقوع اتفاقی بود و خواستند دوباره مصاحبه کنم و دوباره مصاحبه کردم و مجبور شدم بگویم رجایی و باهنر جراحاتی برداشته و در بیمارستان بستری هستند.

البته با استفاده از این سخنان بعدها علیه من پرونده سازی شد، ضمن اینکه آن مصاحبه هم خاصیتی نداشت و رزمندگان دریافتند که رجایی و باهنر شهید شده‌اند و عملیات شکست حصر آبادان به تأخیر افتاد» رک مرکز اسناد انقلاب اسلامی ،۱شهریور۱۳۸۹

البته تنها آن سخنان نبودند که بعدها بر علیه بهزاد نبوی ایجاد شک و شبهه کرده بودند بلکه مجموعه از رفتارها و دلایل و شواهد حکایت از قضیه ای می کرد که گویا قرار است اصلا علنی و پیگیری نشود.

در این راستا افرادی همچون علی اکبر تهرانی، محسن سازگارا و نادر قوچکانلو به دلیل تلاش برای جسد سازی متهم بودند که با تهیه مقدماتی از قبیل تابوت و جمع‌آوری خاکستر از محل حادثه، در ابتدا تلاش می‌کنند آن را به عنوان پیکر شهید رجایی جا زده و پیکر آن شهید عزیز را به عنوان جسد کشمیری اعلام نمایند که با اعتراض برخی دوستان شهید و خانواده وی که در بیمارستان انقلاب اقدام به شناسایی پیکر شهید رجایی کرده بودند، خاکستر را به عنوان پیکر کشمیری اعلام می نمایند و به مقابل مجلس برده و تشییع می‌کنند. این توطئه با اعتراض افرادی همچون دکتر زرگر نماینده وقت مجلس آشکار می‌گردد که اعلام می‌دارد حتی با سوختن بدن به مدت ۲۴ ساعت در آتش برخی استخوانها همچون جمجمه بر جای خواهند ماند و نمی‌تواند از جسدی تنها خاکستر مانده باشد آن هم در شرایطی که پیکر شهیدان باهنر و رجایی تقریباً سالم است. رک تهرانی، علی اکبر،متهمان انفجار ۸شهریور کیستند؟،مرکز اسناد انقلاب اسلامی ،۷شهریور۱۳۸۹

تلاش برای فراری دادن و تبرئه کشمیری!

خبرگزاري فرانسه به نقل از خبرگزاري پارس (كه بعدها به خبرگزاري جمهوري اسلامي ايرنا تغيير نام يافت) اعلام كرد، گروه مجاهدين خلق در انگلستان طي اطلاعيه اي مسئوليت اين انفجار را پذيرفته اند. با اين حال بهزاد نبوي، در مصاحبه مندرج در كتاب «بيم ها و اميدها» تأكيد مي كند توجه كنيد! منافقين [مجاهدين خلق] ، هرگز مسئوليت فاجعه انفجار حزب جمهوري اسلامي و انفجار نخست‌وزيري را كه طي آن بسياري از چهره‌هاي شاخص نظام و انقلاب به شهادت رسيدند، به عهده نگرفتند!

اصرار برخي اعضاء دفتر اطلاعات نخست وزيري بر شهادت كشميري از ديگر نقاط مبهم در اين پرونده است به طوري كه با گذشت چند روز پس از انفجار، روابط عمومي نخست وزيري در اطلاعيه اي با تأكيد بر اينكه پيكر سومي كه توسط مردم تشييع شده متعلق به كشميري نبوده بلكه جسد سيد عبدالحسين دفتريان مديركل مالي اداري نخست وزيري بوده است، افزود: بر اساس همين گزارش پيكر «شهيد مسعود كشميري» در واقعه انفجار متلاشي شده بود، كه قسمتهاي بدست آمده نيز همراه سه شهيد ديگر به خاك سپرده شده است!

سيد رضا زواره اي نماينده وقت مجلس شوراي اسلامي در سؤالي از وزير دادگستري وقت، مي پرسد: «هيچ‌گاه نديديم، كه به صورت سؤال در رسانه‌ها، چه روزنامه‌ها و چه راديو و تلويزيون مطرح بشود، كه مثلاً انفجار حزب جمهوري اسلامي، نتيجه تعقيبش به كجا انجاميد؟ مسئله نخست‌وزيري به كجا انجاميد؟ آنچه در اين قضيه جلب توجه مي‌كند، اين است كه اين عوامل نفوذي يك شبكه بهم پيوسته‌اي هستند كه عواملشان را به راحتي در جاهاي حساس نفوذ مي‌دهند.»

رضا گلپور در کتاب شنود اشباح، در گفتگو با منبعي كه از آن با عنوان منبع (ص) ياد مي كند، ناگفته هاي بيشتري از چگونگي پخش خبر جعلي شهادت كشميري را بازگو مي نمايد: « از مصاحبه محقق با «منبع (ص)»- بحث شهيد سازي از «كشميري» خبيث:.. ببين بعد از انفجار هيچ نشانه‌اي از مجروح شدن يا كشته شدن «كشميري» نبود… آقاي «بهزاد باستاني» كه معاون و رئيس‌ دفتر «بهزاد نبوي» بود، «محمد سازگارا» معاون سياسي اجتماعي «بهزاد نبوي»، «علي‌اكبر تهراني»، «بيژن تاجيك» و «محمد رضوي» بودند كه به نحوي هسته اوليه پخش خبر شهادت «كشميري» ملعون به حساب مي‌آمدند…

مسعود کشميري کيست؟

مسعود کشميري فرزند سعيد با شماره شناسنامه ۴۰۱، متولد ۱۳۲۹ از کرمانشاه، داراي مدرک ليسانس علوم اداري و مديريت بازرگاني از دانشگاه تهران بود که از تاريخ ۲۳/۵/۵۱ تا اواخر سال ۵۳ با قراردادهاي ۶ ماهه به عنوان کارآموز در وزارت کار و امور اجتماعي شاغل بوده است.

وي همچنين پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، در شركت "سايبرناتيك" و شركت انگليسي "رايدر هند" با مسئوليت فردي معروف به "مستر نيشام" شاغل بوده است. با پيروزي انقلاب و بازگشت خارجي ها به کشورهايشان، شرکت مذکور منحل مي شود و مسئول شركت با برجاي گذاشتن اموال خود از كشور فرار مي كند.

وي قبل از انقلاب توسط پسر دايي خود، ابوالفضل دلنواز -كه برادر همسرش نيز بود و در درگيري مسلحانه معدوم شد-، جذب سازمان مجاهدين شد. ابتدا در بحث هاي خانوادگي از آنها حمايت مي کرد، ليکن به مرور زمان چهره اي حزب اللهي و حامي جمهوري اسلامي به خود گرفت و كمي پيچيده تر عمل کرد.

وي همچنين عضويت مؤثر در ستاد خنثي سازي كودتاي نوژه به نمايندگي از كميته اداره دوم ارتش داشته است كه از جمله خيانت هاي وي در اين مقطع، فراري دادن رهبر عمليات كودتا سرهنگ احسان بني عامري بوده است.

وي سپس دستور ضرورت نفوذ در نخست وزيري را دريافت مي كند و براي آغاز اين مسير، ابتدا عضو دفتر نخست وزيري در سيتان و بلوچستان مي شود. کشميري مدتي كوتاه نيز در دفتر محسن سازگارا معاونت سياسي اجتماعي بهزادنبوي وزير وقت مشاور در امور اجرايي مشغول به كار شد و از آنجا به دفتر اطلاعات و تحقيقات نخست وزيري به سرپرستي خسرو تهراني رفت. وي از آنجا مدتي به فعاليت در دبيرخانه شوراي امنيت پرداخت و سپس جانشين خسرو تهراني در دبيرخانه شوراي امنيت شد. عملكرد وي در اين جايگاه آنچنان بود که بسياري به غلط تصور كرده اند وي خود دبير شوراي امنيت بوده است.

«كشميري» خانواده‌اي بي‌قيد و بي‌بند و بار دارد… ايشان از طريق دادستاني كل انقلاب در ابتداي انقلاب به اداره دوم ارتش معرفي مي‌شود و مي‌رود، در آنجا مشغول كار مي‌شود. يعني يك مركز حساس و مركز اسرار مهم مملكت. از اداره دوم به نيروي هوايي… اين چه شبكه‌اي است كه اين قدر نفوذ دارد و اين را اين قدر رشدش مي‌دهد؟ مسائلي كه در همين چند روزه، برادراني از نيروي هوايي در مورد اقدامات «كشميري» مي‌گفتند، درخور توجه است… شخصي به نام ستوان يكم «هرمز يعقوبي» مي‌رود، از كنار خيابان، يقه‌اش را مي‌گيرد، مي‌آورد كيفش را مي‌گيرند باز مي‌كنند. مي‌بينند يك مقدار اسناد سري درون كيفش است و دارد مي‌برد… باز بچه‌هاي نيروي هوايي مي‌گفتند: كه يك كاميون اسناد سري تحت عنوان كاغذ باطله از نيروي هوايي به وسيله «كشميري» خارج مي‌شود…

مطلب ديگر آقاي «كشميري»، ‌به عنوان سرپرست كميته خنثي سازي كودتاي نوژه تمام جريانات كودتاي نوژه را در دست مي‌گيرد و يك عاملي كه قرائن نشان مي‌دهد به احتمال زياد عضويت (سي.آي.ا) را دارد، تمام سرنخهاي اصلي (س-آي-ا) را در اين كودتاي خائنانه كور مي‌كند و قطع مي‌كند و بعد چطور مي‌شود؟‌ چه شبكه قوي هست كه اين را مي‌آورد در نخست‌وزيري؟ بعد از اين همه مسائل؟… سوال اينجاست كه چه كسي صلاحيت «كشميري» را براي ورود به نخست‌وزيري تأييد كرد و چگونه او را آوردند در نخست‌وزيري؟… بعد از آنكه «كشميري» خانه تكاني كرده و همه اسنادش را برده، درست براي ساعت ۳ كه نخست‌وزيري منفجر مي‌شود، يك ماشين مي‌آيد در خانه‌اش و زن و بچه‌هايش را برمي‌دارد و مي‌برد…

ارسال اين پرونده به دادگستري و جلوگيري از رسيدگي به آن توسط سيد اسدالله لاجوردي در حاليكه پرونده هاي مرتبط با منافقين همگي در اختيار وي به عنوان دادستان انقلاب تهران قرار مي گرفته، از ديگر نقاط مبهم اين پرونده است.

«در اواخر سال ۵۷ از طرف نخست وزيري عده اي را براي حفظ اسناد و مدارك سري و طبقه بندي شده در ارتش مأمور كردند. از جمله اين افراد آقاي كشميري بود كه با دست خط رسمي رئيس دفتر نخست وزير وقت يعني مهندس بازرگان به ارتش معرفي شده بود تا حفاظت از اسناد و مدارك نيروي هوايي را بر عهده گيرد. رئيس دفتر نخست وزير آقاي بازرگان، شخصي بود به نام آقاي خليلي، بدين ترتيب كشميري به كليه اسناد سري و طبقه بندي شده نيروي هوايي، ضد اطلاعات و حفاظت اطلاعات دسترسي پيدا مي كند. ايشان تا كمي قبل از انفجار نخست وزيري در نيروي هوايي بود و با آقاي محمد رجبي و داداشي كه آنها هم از نخست وزيري معرفي نامه داشتند و در ستاد مشترك فعاليت اطلاعاتي و ضد اطلاعاتي انجام مي دادند. كشميري به اين صورت وارد تشكيلات نظامي گرديد و بعد از مدتي كارش را در نيروي هوايي رها كرد و به شوراي امنيت آمد، او قيافه حق به جانبي داشت، با ريش محرابي، قشنگ و صورت سرخ و سفيد موجه كه هر كس كه ايشان را مي ديد، فكر مي كرد حتي نماز شبش را نيز ترك نمي كند.»

يكي از اعضاي سازمان منافقين با افشاي نامه از كشميري اطلاعات جالبي درباره وي به دست مي دهند. كشميري در بخش هايي از اين نامه نوشته است: «مي خواهم بدون آن كه زياد فكر كنم و مطالبم را مرتب كنم، برخي نمونه ها و خاطره هايي را كه در دل ارتجاع ديده ام، برايت بگويم.» و بعد ادامه مي دهد: «در فروردين ماه ۶۰ بود كه برادر قهرمانم… {به احتمال خيلي زياد مهدي افتخاري} از من خواست تا تمامي فعل و انفعالات نهاد… {شوراي عالي امنيت} را دقيقاً زير نظر بگيريم، به همين منظور براي محكم كردن پايم شروع به كار كردم. رهنمودها را برادر شهيدم… {احتمالا معدوم محمد بقايي} مي داد. خطوط قسمتي كه به آنجا نفوذ كرده بودم، براي همه ارگان هاي رژيم، اعم از دادستاني، كميته ها، سپاه، آموزش و پرورش، جهاد سازندگي، جهاد دانشگاهي، وزارت ارشاد و راديو و تلويزيون در آن مقطع لازم الاتباع و لازم الاجرا بود. يك بار خودم فضاي به خصوصي را فراهم نمودم و متعاقباً تشكيل يك جلسه ويژه را دادم، بالاترين مهره هاي اجرايي رژيم به شوراي عالي امنيت احضار شدند و از طريق چند تن از آنها كه قبلاً با آنها صحبت كرده بودم، مسئله چك برخي افراد و اين كه نفوذي مجاهدين نباشند را مطرح كردم و بعداً خودم نيز وارد شده و نظراتي دادم.» رک سایت خبری تحلیلی بولتن،۱۶ بهمن ۱۳۸۸

پس از آن‌که افکار عمومی در چند سال اخیر مجدداً حساسیت بیشتری به پرونده ۸ شهریور۱۳۶۰ نشان داده و نام برخی چهره‌های مطرح در آن دوباره به چالش کشیده شد، سرانجام در خردادماه سال گذشته «عصرنو»، نشریه داخلی سازمان مجاهدین انقلاب در مقاله‌ای با عنوان «پنجه اقتدارگرایان بر چهره تاریخ و حقیقت؛ درباره انفجار دفتر نخست‌وزیری» سعی بر توجیه رفتار افرادی همچون بهزاد نبوی و خسرو تهرانی در جذب کشمیری کرد.

این مطلب با جملاتی از امام آغاز می‌شد که در صحیفه نور درج نشده است. سپس نویسنده، جمله‌ای از پائولو كوئيلو را برای احتجاج قرار داده است!

«برخي بدترين جنايت‌هاي نوع بشر به نام حقيقت انجام شده است… يك نفر، به نام حقيقت، به صليب كشيده شد، اما پيش از مرگ براي ما تعريف ژرفي از حقيقت به جاي گذاشت. حقيقت چيزي نيست كه به ما اطمينان و يقين مي‌بخشد، حقيقت چيزي نيست كه ما را از ديگران بهتر مي‌كند. حقيقت چيزي نيست كه در زندان عقايد از پيش تعيين شده خويش حبس كرده ايم، حقيقت چيزي است كه ما را آزاد مي‌كند”

پس از بیان این قبیل مقدمات، نویسنده به بیان مطالبی می‌پردازد که به تعبیر وی، روایتی صادقانه از تاریخ است. از جمله از قول بهزاد نبوی می‌نویسد: "ما در اول انقلاب يك سيستم اطلاعاتي و امنيتي قوي نداشتيم. آقاي [خسرو] تهراني كه از طرف شهيد رجايي به عنوان معاون اطلاعاتي و امنيتي حكم گرفته بود، از صفر شروع كرد. سازماني نبود كه چنين كارهايي را انجام دهد و در ابتدا آقاي تهراني تنها خودش بود و ۳۰-۴۰ نفر از اطرافيانش. با توجه به چنان شرايطي تعجب‌آور نبود كه نظام نتواند كشميري‌ها را شناسايي كند"

این ادعا در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌های مکرر درباره سوابق همکاری کشمیری با منافقین، دستگیری وی هنگام خروج غیرقانونی اسناد از اداره دوم ارتش و… حداقل اطلاعاتی بود که می‌توانست حتی کسانی را که داعیه فعالیت اطلاعاتی و امنیتی نداشتند، به تأمل درباره وی وادار نماید، امری که هیچ‌گاه درباره کشمیری رخ نداد.

بهزاد نبوي در بخش دیگری در مورد كشميري مي‌گويد: «به طوري كه گزارش كرده‌اند، در پيش از شروع همكاري با برادر تهراني در نخست وزيري، از فعالان مورد اعتماد اداره دوم ارتش و نيروي هوايي بوده و در فرو نشاندن اعتصاب همافران در سال‌هاي اول انقلاب نقش مؤثري داشت است. نقشه راديو مجاهد در عراق را تهيه كرده و در اختيار نيروي هوايي قرار داده و اتفاقاً نیروی هوایی علیه این ایستگاه رادیویی عملیات موفقی انجام داد. منتهي قبلاً به آنها اطلاع داده بود و آنها تخليه كرده بودند ولي كسي متوجه نشد و براي يكي، دو روز ارتباط راديو مجاهد قطع شده بود."

این ادعا در حالی مطرح می شود که به وضوح در جهت موجه جلوه دادن چهره کشمیری است و جالب تر آنکه تبرئه کشمیری از پرونده دیگری که توسط خسرو تهرانی به وی واگذار شده بود. این همان پرونده ای است که با انتشار اسنادی، در سال‌های اخیر رد پای کشمیری در آن آشکار شده بود و مدتی پیش از این مصاحبه، برخی رسانه ها برای اولین بار پس از سال‌ها بدان پرداخته بودند.

سعید شاهسوندي -همان فردی كه در ادامه این مطلب از سوی عصر نو به گفته‌های او استناد شده ، از اعضای ارشد سازمان که اکنون از منافقين بريده و در خارج از كشور به سر مي‌برد-، درخصوص چگونگي عملكرد كشميري مي‌گويد: «یک طرح اطلاعاتی را راه انداخت و بسیاری از سران رژیم را دعوت کرد و گفت کاری کنیم که جلوی نفوذی‌ها را بگیریم و آنها را شناسایی کنیم، در حالی که خودش بالاترین نفوذی بود و این طرح را می‌داد و طبعاً هیچ کس جز خودش مسئولیت این طرح را بر عهده نمی‌گرفت و به این ترتیب اگر مزاحمینی بودند که ممکن بود نسبت به او حساسیت داشته باشند، تحت عنوان نفوذی ممکن بود آنها را از قسمت‌های مختلف حذف کند و در عین حال جایگاه خودش را مستحکم‌تر کند. ما همان طور که گفتم در کردستان مشغول به رادیو مجاهد بودیم، بعدها معلوم شد که جمهوری اسلامی به دنبال راه افتادن رادیو مجاهد طرح بمباران ایستگاه رادیویی را در دستور کار خودش قرار داده، طرحی که کشمیری بعدها در سازمان گفت که پیشنهاد رفسنجانی بوده و پیگیری‌اش به نخست وزیری داده می شود. ابتدائاً پارازیت‌هایی که فرستاده می‌شود و همچنان اثر نمی‌کند و طرح بمباران را می‌دهند که ابتدا شناسایی محل فرستنده در ارتفاعات و بعد هم بمباران آن است که مسئول این طرح کشمیری است و نتیجه هم معلوم است که چه سرانجامی دارد!»

شاهسوندی در همان برنامه مورد استناد «عصر نو» در رادیو آلمان بخش‌های نامه‌ای از کشمیری خطاب به مسعود رجوی را می‌خواند که در آن به این برنامه اینگونه اشاره شده است: «در فروردین ماه ۶۰ بود که برادر قهرمانم… [به احتمال خیلی زیاد مهدی افتخاری] از من خواست تا تمامی فعل و انفعالات نهاد… [شورای عالی امنیت] را دقیقاً زیر نظر بگیریم، به همین منظور برای محکم کردن پایم شروع به کار کردم. رهنمودها را برادر شهیدم… [احتمالا معدوم محمد بقایی] می داد. خطوط قسمتی که به آنجا نفوذ کرده بودم، برای همه ارگان‌های رژیم، اعم از دادستانی، کمیته‌ها، سپاه، آموزش و پرورش، جهاد سازندگی، جهاد دانشگاهی، وزارت ارشاد و رادیو و تلویزیون در آن مقطع لازم الاتباع و لازم الاجرا بود. یک بار خودم فضای به‌خصوصی را فراهم نمودم و متعاقباً تشکیل یک جلسه ویژه را دادم، بالاترین مهره‌های اجرایی رژیم به شورای عالی امنیت احضار شدند و از طریق چند تن از آنها که قبلاً با آنها صحبت کرده بودم، مسئله چک برخی افراد و این که نفوذی مجاهدین نباشند را مطرح کردم و بعداً خودم نیز وارد شده و نظراتی دادم… در همان ایام که آغاز کار رادیو بود [مقصود رادیو مجاهد است] رژیم بیش از عملیات نظامی از صدای مجاهد وحشت داشت، در ابتدا، مسئله از طرف رفسنجانی و نخست وزیرشان پیگیری شد، وقتی پارازیت مسئله را حل نکرد، اقدامات جدی‌تری را می‌خواستند به مرحله اجرا بگذارند. هيأت‌‌هایی از مخابرات، سپاه، رادیو و تلویزیون، ارتش و نیروی هوایی برای یافتن محل فرستنده تلاش می‌کردند، گزارشات ارسالی برای شورای عالی که به دست من می‌رسید حاکی از این بود که مسئله اصلی یافتن محل فرستنده رادیو است. شورای عالی دفاع در یکی از گزارشات خود نظر داده بود که در مقایسه با جبهه‌های جنگ اولویت را به شناسایی محل فرستنده رادیویی مجاهد بدهید.» (توضیحات داخل کروشه از شاهسوندی است)

اشاره شاهسوندي به موضوعي است كه در کشاکش نبرد منافقین و نظام جمهوری اسلامی ایران پس از اعلام جنگ مسلحانه تابستان سال ۶۰ رخ داد. رادیو منافقین (رادیو مجاهد) فعالیت بسیار شدیدی در سازماندهی نیروهای باقی مانده در خاک جمهوری اسلامی داشت. در این مقطع مسئولین تصمیم به نابودی مرکز این رادیو می‌گیرند.ستادی از متخصصین بسیار مجرب نیروی هوایی، اداره فرکانس‌های مخابرات، اداره دوم ارتش و… تشکیل و مأموریت می‌یابند محل رادیو را کشف کنند. خسرو تهرانی که در آن مقطع دبیری شورای امنیت را برعهده داشته است، قائم مقام خود مسعود کشمیری را در رأس این ستاد قرار می دهد.

پس از شناسایی کامل و تهیه نقشه دقیق، یک جنگنده بمب افکن برای نابودی مقر رادیویی منافقین اعزام می‌شود که به دلایل نامعلومی دچار سانحه شده و سقوط می‌کند.

پس از این سانحه، ستادی برای بررسی علل آن مأمور می‌شوند که از سوی خسرو تهرانی که مسئولیت دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری را نیز بر عهده داشته است، بار دیگر مسعود کشمیری در رأس کمیته قرار می‌گیرد. در این عملیات‌ها، جواد قدیری نيز کشمیری را همراهی می‌کرده است.

جالب اینجاست که این عملیات که توسط کشمیری به شکست انجامیده است، از سوی بهزاد نبوی به عنوان عملیات موفقی اعلام می‌شود که از سوی کشمیری سازمان یافته است! آیا لازم است برای آن‌که خود را تبرئه کنند، حتی کشمیری را هم تبرئه کنند؟ رک اسلامی، محمد مهدی ،بازخوانی تبرئه کشمیری، رجانیوز ،۹شهریور۱۳۸۸

آیت الله امامی کاشانی نیز همچون بسیاری دیگر، پرونده انفجار دفتر نخست وزیری را مبهم می پندارد. امام جمعه موقت تهران در خاطراتی که در ماهنامه شاهد یاران به چاپ رسید، می گوید: «این سؤال پیوسته مطرح خواهد بود که عوامل نفوذی چگونه توانستند تا این سطح رسوخ کنند… اندکی دقت نشان می‌دهد که وسعت اقدامات این گروه تا بدان پایه است که از عامل واقعی جنایت دفتر نخست وزیری، شهید! می‌سازد. بسیار ساده‌لوحانه است اگر گمان کنیم این اشتباه سهواً پدید آمده که تکه هایی را که به عنوان تکه‌های بدن کشمیری در یک کیسه پلاستیکی جمع شده با عنوان شهید کشمیری! مطرح شود، ولی جسد سالم برادر شهیدمان، دفتریان تا ۴۸ ساعت به عنوان یکی از شهدای حادثه، اعلام نشود.

شهید لاجوردی جزو افرادی بود که همواره اعتقاد داشت مجرم اصلی و کلیدی در پرونده هشت شهریور شخص بهزاد و تیم وی دردفتر اطلاعات نخست وزیری می باشد. شهید لاجوردی برای اثبات این مدعی به شواهد و قرائن و سرنخ های خوبی هم رسیده بود. لکن دست های پلیدی در آن زمان مانع از کشف حقایق و به دام افتادن عناصر اصلی (طراحان ترور شهید رجائی و باهنر) و همدستان کشمیری گردید و با امحاء برخی اسناد متقن که دال بر مجرمیت بهزاد نبوی بود در روند رسیدگی به پرونده اخلال ایجاد کردند. و درنتیجه امام(رضوان الله تعالی علیه) با توجه به شرایط حساس کشور درسال ۶۰ و شدت گرفتن درگیریهای جمهوری اسلامی در دو جبهه ۱- داخلی(گروهک ها) و ۲- جنگ با عراق و همچنین پیچیدگی پرونده که می توانست ابهامات بیشتری را به وجود آورد ادامه رسیدگی به این پرونده را در آن سال ها به مصلحت کلی نظام ندانست و آن را مختومه اعلام نمود.

شهید لاجوردی در زمان رسیدگی به پرونده هشت شهریور با دستگیری برخی عناصر مشکوک به سرعت به هسته اصلی یعنی طراحان فاجعه هشت شهریور نزدیک می شد. از جمله دستگیر شدگان فردی به نام تقی محمدی که نزدیکترین فرد به کشمیری محسوب می گشت و می توانست اطلاعات ذیقیمتی را در مورد طراحان اصلی ترور شهید رجایی و باهنر ارائه دهد. اما در همان روزهای اولیه پس از دستگیری یک شب به صورت مشکوک در سلول خود به قتل رسید.

نکته قابل توجه اینکه تاکنون همه کسانی که به نوعی در پیگیری هشت شهریور نقش داشته اند به شهادت رسیده اند از جمله شهید ربانی املشی و شهید قدوسی را نیز می توان علاوه بر شهید لاجوردی نام برد

تلاشهای هاشمی رفسنجانی برای بستن پرونده دخالت بهزاد نبوی در حادثه ۸ شهریور خواندنی است

در روز ۱۴ / ۰۶/ ۱۳۶۰ يعني ۶ روز پس از حادثه ۸ شهريور حدود ساعت ۹ صبح، در دفتر دادستان كل انقلاب آقاي «قدوسي » بمب آتش زا گذاشته شد و در اثر انفجار از ناحيه پا و سينه مجروح شد و پس از رسيدن به بيمارستان، در ساعت ۳۰ / ۱۴ دقيقه بعدازظهر به شهادت مي رسد.

با توجه به موضوع جرم )ضدیت با انقلاب( از ابتدا باید این پرونده توسط دادسرای انقلاب مورد بررسی قرار می گرفته است که با توجه به تیزبینی افرادی همچون شهید لاجوردی که در دادسرای انقلاب مرکز بودند، بی شک مراحل تبرئه دیگر متهمان این پرونده که هنوز همچون کشمیری فرار نکرده بودند، متوقفمیگردید. اما بهزاد نبوی جلسه ای با شهید ربانی املشی، دادستان کل وقت کشور برقرار نمود و توانست وی را متقاعد کند که این پرونده در دادسرای عمومی به اتفاق گروه بهزاد نبوی رسیدگی گردد. با تعیین بازپرس ویژ ه ای از طرف دادستان کل پرونده دنبال می گردد اما در اولین مراحل تحقیق گروه نبوی مورد سوءظن بازپرس ویژه قرار می گیرد و به دستور وی این گروه منحل و بعضی از اعضای آن بازداشت می گردند.

نگاهی ترتیبی به خاطرات هاشمی رفسنجانی در این مورد خالی از لطف نیست:

۱۳۶۰/۰۶/۰۴ « : يكي ازكاركنان قديم ايراني سفارت انگلستان آمدومي خواست ثابت كند كه انگليسيها در پشت كارهاي تروريستي اند ولي غير ازحدس و گمان مطلبي نداشت.

خطبه های نمازجمعه۱۳ شهریور۱۳۶۰ : مسأله دیگر ی که در همین رابطه می خواهم بگویم این است که این ترورها به همراه يك سری برنامه های دیگر طرح ریز ی شده است. یعنی در کنار ترور اشخاص، برنامه ترور شخصیت های مشابه هم وجود دارد.یعنی برا ی این که دو کارکرده باشند برنامه می ریزند يكي را بکشندو يكي را هم درکنار او بدنام کنند که گاهی موفق میشوند وگاهی نمی شوند.آن روز ی که در دفترحزب جمهور ی اسلامی بمب منفجرشد و ۷۲ نفر شهید شدند، زیرکانه نوشتند که بنا بود هاشمی رفسنجانی ، رجایی و بهزاد نبوی در آن مجلس باشند، ولی به طور معجزه آسا ) یا مرموز ( يكي شان يك ساعت زودتر رفت، يكي نبود و يکی فلان. جوری نوشتند تا جوّ را آلوده کنند که اینها خودشان اینکار را کردند. بعضی هم نوشتند که مثلا آیت الله بهشتی در مقابل امام فلان حرف را زده و این حادثه پیش آمده؛ برا ی این که محیط را آلوده کنند و سوءظن ایجاد کنند. اخیرآ شنیدم تلفنهای ی به کار افتاده و افرادی )جریانهای ی که تحقیقآ ریشه در لیبرالیسم یا خود منافقین دارند( میخواهند شخصیت بسیار معتبراین جمهوری ) آقای بهزاد نبو ی ( را زیرسؤال برند. این ترور دوم است، یعنی خواسته اند در کنار آن ترور این ترور هم باشد.اگر رجایی را بیرون کردند، بهزاد راهم میخواهند اینطور بیرون کنند و بعد بدنامی درست کنند.

۶۰/۶/۱۶ "كيانوري وعموئي ازدبيران حزب توده به عنوان يك ملاقات فوري ضروري آمدند كارشان سعايتعليه آقاي بهزاد نبوي بود.حزب توده تصميم گرفته ايشان را بدنام كند و يك گزارش جعلي ) به ظن قوي(آورده بودند. سياست تفرقه اندازي دارند بايد فكري كردو ضمنا تقاضاي اجازه فعاليت بيشتر داشتند ."

۶۰/۶/۲۲ "مهندس بهزاد نبوي اين روزها مورد هجوم شايعه پردازان و تفرقه اندازها شده حتي متهم به دست داشتن درانفجار نخست وزيري مي شود.و حزب توده دراين شايعه پردازيها دست دارد .ايشان آمدند منزل و نگران بودند و با هم صحبت كرديم.معلوم است كه ضد انقلاب براي ايجاد تفرقه بين حزب جمهوري ومجاهدين انقلاب اسلامي و ايجاد جوّ سوء تفاهم دست به اين شيطنتها مي زند ."

۶۳/۱۰/۱آقاي ري شهري آمد.راجع به آقاي بهزاد نبوي هم در خصوص پرونده بمب گذاري نخست وزيري مشورت كرد . گفتم وارد جريانهاي سياسي نشود"

۲-اطلاعات ، ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ ، صفحه ۴

۳-اطلاعات ، ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ ، صفحه ۲۰

۴-اطلاعات ، ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ ، صفحه ۲۰ 

 

مطالب مرتبط

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به دلیل عارضه قلبی دار فانی را وداع گفت

به مناسبت درگذشت یار دیرین امام و رهبری / مروری به زندگینامه آیت الله هاشمی رفسنجانی – ۱ ؛ هاشمی از آغاز تا پیروزی انقلاب
آیت الله هاشمی رفسنجانی : انصاف نیست پول این مردم را صرف تحصیل افراد ملحد و بی دین کنیم/تنها کسانی حق تحصیل دارند که همراه نظام اسلامی باشند
هاشمی رفسنجانی : انقلاب نباید به سمت مفت خورها منحرف شود
آیت الله هاشمی رفسنجانی : وجود شورای نگهبان و اسلامی بودن جمهوری اسلامی حجت را بر مردم تمام کرده است/ هر امکانی که مبارزین علیه اسرائیل در لبنان بخواهند در اختیارشان می گذاریم
هاشمی رفسنجانی پیشنهاد داد ؛ ضرورت تشکیل یک ارتش مشترک اسلامی برای آزادی بیت المقدس
هاشمی رفسنجانی : وجود شورای نگهبان و اسلامی بودن جمهوری اسلامی حجت را بر مردم تمام کرده است/از اول گفتیم با اسرائیل در جنگ هستیم
بهزاد نبوی : یک روز لیبرال ها دشمن ما بودند امروز حزب اللهی ها / بی انصافی است به ما منافقین آینده گفته می شود !
هاشمی رفسنجانی : صفات ولایت امر را در آیت الله منتظری می بینیم / امام نمی توانند جانشین خود را معرفی کنند !
هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه : اسرائیل ۴۵۰ میلیون دلار به ایران بدهکار است / بیت المقدس با زور آزاد می شود / اسرائیل را باید در تل آویو شکست بدهیم
هاشمی رفسنجانی : مسائل مربوط به سیاست خارجی بدون مشورت با امام انجام نمی شود / در مبارزه با آمریکا خاکریز اول و دوم شاه و لیبرالیسم بودند
آیت الله هاشمی رفسنجانی : دیگر دوران خوش نشینی در تهران به سر آمده است ! / تا ما هستیم از این چیزها خبری نیست!
هاشمی رفسنجانی : سفرای ایران باید از موضع قدرت با دشمن حرف بزنند / جمهوری اسلامی موظف نیست هزینه انتشار نظرات مخالف را پرداخت کند
آیت الله هاشمی تشریح کرد ؛چگونگی خنثی سازی توطئه لیبرال ها / فرنگ رفته هایی که اعتماد آمریکا را جلب کرده بودند می خواستند در ایران مسئولیت بگیرند !
آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه تهران : اگر بگذارند جوان ها صیغه کنند کسی آلوده نمی شود / باید منبع شلیک موشک های عراق تصرف شود
هاشمی رفسنجانی : آمریکا حرفی ندارد نوکرش باشیم به او فحش هم بدهیم ! / برای بستن دست اسرائیل باید دست آمریکا را بست
هاشمی رفسنجانی : از عراق طلبکاریم و برای گرفتن حقوقمان وارد خاک این کشور می شویم
هاشمی رفسنجانی : روی کار آمدن لیبرال ها و عوامل آمریکا در برهه ای مردم را نا امید کرد / ایده آل برخی برای حکومت آلمان و سوئیس بود/با تسخیر لانه فساد آمریکا خیال مردم راحت شد
هاشمی رفسنجانی : دانشگاه آزاد مانند حوزه های علمیه خواهد بود!
هاشمی رفسنجانی : ترجیح می دهیم با خود آمریکا بجنگیم تا نوچه هایش

هاشمی : مجلس خبرگان همیشگی نیست چون کار زیادی ندارد / ای کاش مردم نیازی به رای خبرنگان نداشته باشند!
آیت الله هاشمی رفسنجانی : همه می دانند اگر یک کشور ضد آمریکایی در دنیا باشد آن هم ایران است
آیت الله هاشمی رفسنجانی : ما از اول آمریکا را دشمن خود می دانستیم / آتش افروز اصلی جنگ آمریکا است
آیت الله هاشمی : غرب استعمار گر و آمریکای انحصار طلب صدام را به جنگ با ایران تشویق کرد
آیت الله هاشمی : کشتن منافقین مثل کشتن سربازان صدام در جبهه ها جایز است
افشاگری بزرگ هاشمی از تهدید آمریکا برای تجزیه ایران / آمریکا برای جدا سازی خوزستان ، آذربایجان و سیستان نقشه راه داشت
امام خمینی : اگر ما گرسنه باشیم بهتر است تا وابسته و مرفه باشیم
آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه : سران عرب با دشمنان زبون و در مقابل ما ادای شیر در میاورند / آنان مثل شترمرغ و پفیوزند !
سخنان جالب محمد علی رجایی در مجلس ؛ سخنان مرا یک روستایی هم می فهمد ، سخنان بنی صدر را من هم نمی فهمم ! / مجلس به کابینه رجایی رای اعتماد داد
هشدار آیت الله هاشمی رفسنجانی به قدرت های فرا منطقه ای ؛ خلیج فارس تا زمانی که مصلحت بدانیم امن است !
آیت الله هاشمی در برابر چه اتهام سنگینی از بهزاد نبوی دفاع کرد ؟! / این پرونده مسکوت است !
هاشمی : برای عادی شدن روابط ایران و آمریکا خیلی از مسائل باید حل شود
هاشمی : نزدیکان من اگر خواستار امتیاز شدند گناهکارند !
پیشنهاد آیت الله هاشمی به کشورهای اسلامی ؛ یک ماه با آمریکا قطع رابطه کنید
آیت الله هاشمی : اگر بمیرم راحت هستم چون به هدف رسیده ام ! / تمسخر شعار انتخابات آزاد «نهضت آزادی » از سوی هاشمی
آیت الله هاشمی رفسنجانی : ما از سال ۴۲ آمریکا ، اسرائیل و شاه را با هم محکوم کردیم
جنجال معامله مخفیانه ریگان با ایران ؛ تصاویر/ ماجرای مک فارلین و رسوائیِ ایران گیت
تحلیل آیت الله هاشمی از سه مرحله انقلاب ، مبارزه با شاه ، آمریکا و منافقین !/جهاد با آمریکا و شاه جدای از جهاد با منافقین و مفسدین داخلی نیست
تقدیر آیت الله هاشمی از مادری که فرزند ضد انقلابش را معرفی کرد ؛ کسانی که بهشت را بر جهنم ترجیح می دهند زیادند
هاشمی : دشمنان اسلام برای شکستن اعتبار مجلس تلاش می کنند

آیت الله هاشمی : هر جا ظالم ، استثمارگر و سرمایه دار بیرحمی است علیه جمهوری اسلامی متحد شده اند
هاشمی : اگر خودمان را کمتر از دیگران دیدیم انقلابی هستیم!
هر کس اندک فاصله ای با امام و انقلاب دارد در صدد القای خط آمریکا است
هاشمی رفسنجانی : تقویت برنامه موشکلی تکلیف ما است
عکس / گریه هاشمی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری
آخرین حرف هاشمی ؛ مسلمانان باید تکلیف خود را با کفر که یک سر آن آمریکا است مشخص کنند
خطاب هاشمی به سفیر شوروی ؛ پا جای پای آمریکاگذاشته اید
آیت الله هاشمی : از من باسوادتر و مومن تر هم هست !
آیت الله هاشمی رفسنجانی : زنان باید روسری ، لباس آستین بلند و جوراب کلفت پوشیده و شلوار پایشان باشد ! / دست ها از مچ به پائین و صورت اشکالی ندارد دیده شود !
آیت الله هاشمی رفسنجانی : منافقین دیروز محاربان امروز هستند / منافق زمانی که رو در روی انقلاب قرار گرفت محارب است
آیت الله هاشمی رفسنجانی : لیبرال هایی که می گویند مسلمانیم منافقند و دروغ می گویند
هاشمی : دشمن ما چند نفر منافق نیست بلکه امپریالیسم بین المللی است
آیت الله هاشمی : اکثریت مجلس در یک خط باشد بهتر است !
حمله شدید هاشمی به آل سعود ؛ ای کاش شاه عربستان از غصه مرده باشد
شعار مرگ بر بنی صدر در حضور هاشمی ؛ رئیس مجلس : تا استقرار کامل جمهوری اسلامی در صحنه بمانید
توافق آیت الله هاشمی با فرستاده قذافی ؛ ارتش آزادیبخش اسلامی تشکیل می شود !
آیت الله هاشمی : پست های کشور باید در اختیار حزب اللهی ها قرار گیرد
آیت الله هاشمی : نباید از جنگ با آمریکا ترسید / تجربه نشان داده هر کس مقاومت کرد پیروز شد
میرحسین موسوی : اگر کشورهای اسلامی نمی خواهند راه را باز کنند ما به جنگ اسرائیل برویم
میرحسین موسوی : منافع آمریکا در سراسر کشورهای اسلامی مورد حمله قرار می گیرد/ در هیئت دولت بودجه مبارزه مسلحانه با اسرائیل تصویب شد
گام به گام با برکناری اولین رئیس جمهور – ۲ / هاشمی رفسنجانی : ترجیح دارد بنی صدر رئیس جمهور بماند !
آیت الله هاشمی : در پاسخ به اسرائیل هیچ محدودیتی نداریم / هیئت نظامی سیاسی ایران برای هماهنگی با نیروهای رزمنده عازم سوریه شد
هاشمی ۶۱: سیاست ما در دانشگاه ها ایجاد محدودیت است /هاشمی ۹۵ : مخالف انقلاب فرهنگی بودم/کدام را باور کنیم؟!
آیت الله منتظری : پاسداران باید عامل صدور انقلاب به کشورهای دیگر باشند
از ضاربین هاشمی رفسنجانی اطلاعات وسیعی به دست آمد / حمله گروه مسلح به خانه آیت الله مفتح
حجت‌الاسلام سیدعباس نبوی:آقای هاشمی! شما با تعطیلی دانشگاه‌ها مخالف بودید؟/ جلسه منزل قلهک را فراموش کرده‌اید
جمله دقیق امام پس از ترور هاشمی چه بود ؟ ؛ هاشمي زنده است چون نهضت زنده است
هاشمی رفسنجانی ترور شد ؛ هاشمی در تجمع ضد آمریکایی میدان ۱۷ شهریور چه گفت ؟
آیت الله هاشمی رفسنجانی : خسارات جنگ را به حساب صدام و در لیست طلب خود قرار داده ایم
سخنان هاشمی دانشگاه را به هم ریخت
هاشمی ضمن حمایت از توقیف روزنامه نهضت آزادی ؛ به مشروعیت و صداقت قوه قضائیه ایمان دارم / نباید شانتاژ بکنیم
تفاوت شهید بهشتی و هاشمی در برخورد با نظر امام / شهید بهشتی : نظر امام درباره جلال الدین فارسی کاملا صحیح است / هاشمی : هر چند امام گفت ولی من قبول ندارم !
آیت الله هاشمی رفسنجانی : آمریکا حرفی ندارد نوکرش باشیم به او فحش هم بدهیم ! / برای بستن دست اسرائیل باید دست آمریکا را بست
هاشمی رفسنجانی : از عراق طلبکاریم و برای گرفتن حقوقمان وارد خاک این کشور می شویم
خطبه خواندنی هاشمی رفسنجانی در مورد وضعیت جنسی زنان در غرب/ زن را بصورت مانکن در ویترین می‏گذارند برای نمایش لباس زیر+ فیلم و صوت
موسوی : ملت ایران می خواهد سیطره آمریکا در منطقه را از بین ببرد / بعد از جنگ مبارزه با اسرائیل جنبه استراتژیک می یابد !

پاسخ دهید

ایمیل شما به صورت خصوصی می باشد و نمایش داده می شود. Required fields are marked *

*

1 × 2 =

WpCoderX